سرداران صدر اسلام(ج3)

سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٣

رسول خدا (ص) شب را زره بر تن به محاصره آنها گذرانيد، در يكى از شب‌ها هنگام نماز عشاء على عليه‌السّلام ناپديد شد. مردم گفتند:
- يار سول الله! على (ع) رانمى‌بينيم.
- او را آزاد بگذاريد، او در پى كارهاى شما است.
ديرى نپاييد كه على (ع) باز گشت در حالى كه سر عزوك را همراه داشت، سر را دربرابر پيامبر (ص) به زمين انداخت و فرمود:
يا رسول الله در كمين اين مرد پليد بودم او را مردى شجاع يافتم. با خود انديشيدم كه ممكن است جرأت پيدا كند و بر ماشبيخون زند. امشب درحالى كه شمشير آماده در دست داشت با تنى چند از يهود پيش آمد؛ غافل گيرش كردم و او را كشتم وهمراهانش فرار كردند، ولى نزديك ما هستند؛ اگر چند نفرى همراه من بفرستيد اميدوارم بر آنها دست يابم.
پيامبر (ص) ابادُجانه و سهل بن حنيف را در يك گروه ده نفرى همراه او فرستاد و آنها يهوديان را پيش ازآنكه به قلعه نظامى خود باز گردند يافتند و كشتند و سرهايشان را نزد رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله آوردند، آن حضرت دستور داد تا سرها را در يكى از چاههاى بنى خَطمَة بريزند. «١» با اينكه رسول خدا (ص) غنايم به دست آمده از بنى نضير را به خود اختصاص داد ولى به تعدادى از ياران خود بخششهايى كرد؛ ازجمله، آن حضرت اموال ابن خَرَشه را به سهل بن حنيف و ابودُجانه، بخشيد. «٢» پرچمدار اسلام‌ رسول خدا (ص) درماه ربيع الآخر سال نهم هجرت، على‌بن ابى‌طالب‌