سرداران صدر اسلام(ج3)

سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٨

خدا از دست رفت، كتابش پاره گشت و پيمانهاى الهى فراموش شد، اى بندگان خدا منتظر چه هستيد؟ چرا با گروهى كه از ستم كوتاهى نمى‌كنند و حق خدا را بجا نمى‌آورند و مطابق دستور خدا حكم نمى‌رانند به پيكار بر نمى‌خيزيد؟! از لابلاى سخنان دردمندانه جندب مى‌توان عمق آگاهى او را نسبت به جريانات حاكم و انگيزه‌اش را براى جهاد به دست آورد.
فرمانده پياده نظام در صفّين‌ از آنجايى كه جندب درعرصه پيكار جمل، شايستگى خود را در فرماندهى سواره نظام ابراز نمود و شيردلان صحنه رزم او را فرماندهى لايق مى‌دانستند حضرت در صفين نيز به او مسئوليت داد و او را به فرماندهى پياده نظام برگزيد. «١» و پرچم نيروهاى «ازْد» و «يمن» را به دست او سپرد. «٢» جندب نيز كه همواره آماده رزم با دشمنان اسلام بود در مقابل اين اقدام حضرت بارديگر مراتب جانبازى و فداكارى خود رادر صفين به نمايش گذارد. و بادلاورى خود درجنگ به راه امام ابراز وفادارى نمود.
القاى شبهه برادركشى‌ حضرت اميرالمؤمنين على عليه‌السّلام در صفين، قبيله ازد عراق را به فرماندهى جندب به مقابله ازديان شام فرستاد. هنگاميكه نيروهاى تحت فرمان جندب در برابر هم قبيله‌اى ها و خويشاوندان خود قرار گرفتند، شخصى از سپاه جندب خطاب به او چنين گفت: