سرداران صدر اسلام(ج3)

سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٥

شمشير جندب، بسان شمشير مالك اشتر از افتخارهاى بزرگ جندب همين بس كه درجنگ جمل، نام او و شمشيرش دركنار نام مالك و شمشير او ذكر مى‌شود و اين كار حكايت از جايگاه بلند جندب دارد.
دشمن از توان رزمى و سرسختى مالك و جندب در نبرد به خوبى آگاه و آوازه آندو را در رشادت و صلابت شنيده بود. از اين رو شخصى از سپاه امام تصميم مى‌گيرد براى ايجاد تزلزل و تضعيف روحيه دشمن به يك تاكتيك روانى دست بزند، بدين منظور درميان سپاه دشمن ندا در داد:
«اى قريشيان از دو مرد برحذر باشيد، جندب، اشتر.» «١» با شيندن نام اين دو پهلوان دلاور، لزره بر اندام سران و سربازان سپاه جمل افتاد. اما باز هم در همين حين يكى از ياران امام كه زمينه را مناسب ديد از فرصت استفاده كرد و براى اتمام حجت و نجات جوانان قريش خطاب به آنان چنين گفت:
«اى جوانان قريش، مى‌بينم به جنگ اصرار داريد. شما را بخدا سوگند، براى آغاز جنگ پافشارى نكنيد و خون خود را حفظ كنيد و خود را به كشتن ندهيد از مالك اشتر نخعى و جندب بن زهير بترسيد. مالك اشتر دامن زره خود را بالازده (آماده پيكار است) و جندب بن زهير نيز از خشم و رشادت زره خود را شكافته، (ودر انتظار فرمان حمله نشسته است، تا شما را طعمه شمشير خود نمايد، بترسيد) كه در پرچمش نشانه خون است.» «٢» البته آن چيز كه جندب رامحبوب دل مولايش كرده بود تنها شمشيرش در راه اسلام نبود بلكه معنويّت و روح عالى بود كه در پس شمشير قرار داشت و آنرا به حركت در مى‌آورد.