سرداران صدر اسلام(ج3)

سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٠

ابو قتاده نزد اهل خرباء (محلى در مدينه) رفت- آنها مشغول مداواى مجروحان بودند- و به آنها گفت:
«اين منادى رسول خدا (ص) است كه فرمان ميدهد به تعقيب دشمن بپردازيم.» آنها نيز اسلحه برداشتند ومعالجه زخمها را كنارگذاشتند. «١» ابوسلمه انصارى در احد شركت داشت و مجروح شد پس از معالجه؛ رسول‌صلى‌الله عليه‌وآله او را خواست و به او فرمود:
«در اين سريه شركت كن كه تو را فرمانده آن قرار دادم» و آن حضرت پرچمى براى او افراشت در اين سريه يكصد و پنجاه تن با او همراه شدند ازجمله ابوسبرة بن ابى رهم كه برادر مادرى ابوسلمه بود ... و ابو قتاده نيز در اين سريه شركت داشت. «٢» در غزوه بدر موعد ابوسفيان كه در پايان جنگ احد سرمست پيروزى بود، مسلمانان را تهديد كرد كه سال آينده در بدر با آنان روبرو خواهد شد. يكسال گذشته بود ومسلمانان طى نبردهاى مختلف پيروزيهاى جديدى كسب كرده بودند و ابوسفيان كه مى‌هراسي سرداران صدر اسلام(ج‌٣) ٧١ اعتراض به خالد بن وليد ص : ٧١ د مبادا براستى نبردى پيش آيد و شكستى نصيبش گردد، براى نرفتن به بدر بهانه مى‌تراشيد و مى‌خواست مسلمانان را منصرف سازد. او براى رسيدن به اين هدف، دست به يك مانور سياسى زد و شخصى بنام نُعَيْم را مأمور ساخت تا به مدينه رود و شايعاتى بپراكند تا روحيه سپاهيان اسلام تضعيف شود. پيك ابوسفيان با ورود به مدينه، جنگ روانى خود را آغاز كرد و منافقان فرصت طلب‌