سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٧
را بر سرنيزهها كردند و متاركه جنگ را خواستار شدند. گروهى از نيروهاى على عليهالسّلام كه بعدها (خوارج) ناميده شدند آن حضرت را زير فشار قرار دادند تا درخواست دشمن را بپذيرد، وجنگ را پايان دهد. امّا افرادى چون مالك اشتر، عدى بن حاتم و عمروبن حمق، طرفدار ادامه جنگ تا نابودى كامل نيروهاى معاويه بودند.
ولى عليرغم ميل قلبى عمروبه ادامه جنگ تاپيروزى كامل بردشمن، او پيرو مطلق و مطيع و فرمانبر از رهبر والامقام خود بود. ازاين رو وقتى على (ع) بنا به مصالحى باپيشنهاد دشمن موافقت كرد، عمرو به آن حضرت گفت:
«اى اميرمؤمنان! به خدا سوگند، كه ما براى رضاى خدا دعوت تو را اجابت كرده و با باطل جنگيدهايم. ما جز حق چيزى نمىخواهيم. اگر كسى جز تو به ترك مخاصمه نظر مىداد مورد قبول نبود، ولى وقتى تو دستور مىدهى ما پيرو توئيم و نظرى در برابر تو نداريم». «١» يورش او به عمرو عاص در يكى از روزهاى پايانى جنگ صفين، معاويه و عمروعاص هر لحظه خطر را نزديكتر مىديدند، معاويه به عمرو عاص گفت:
«اى عمرو! مردم قبيله خود را فراخوان و با كمك آنان حمله كن. كه تنها از آنان كار بر مىآيد.» عمرو نزد يمنىها رفت وگفت:
«امروز شما مرد ميدان هستيد، وعظمت فردا از آن شما است. به همراه من به اين جمع يورش بريد.»