سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠
١. روايت «على عليهالسّلام نخستين كسى است كه اسلام آورد.» «١» ٢. روايت معروف غدير كه مورد اتفاق شيعه و اهل سنت است. «٢» «عمرو» در عصر پيامبر (ص)
رسول خدا (ص) گروهى را براى نبرد به منطقهاى فرستاد و به آنان چنين گفت:
«در فلان ساعت از شب راه را گم مىكنيد. شما سمت چپ را در پيش گيريد، به مردى برخورد مىكنيد، ازاو مىخواهيد كه شما را راهنمايى كند، اما او پيش ازآنكه از غذاى او بخوريد شما را راهنمايى نمىكند.
شما نزد او مىمانيد و او براى شما يك گوسفند سر مىبرد. او پس از سير كردن شما، به پا مىخيزد و راه را نشان مىدهد. شما از جانب من به آن مرد سلام برسانيد و به او اعلام كنيد كه من در مدينه ظاهر شدهام.» سريه اعزامى به راه افتاد، آنها پس ازمدتى راه را گم كردند. يكى از آنان گفت:
«مگر رسول خدا صلىاللهعليهوآله نفرمود كه به سمت چپ برويد؟!» همه به آن سو رفتند، و به مردى كه پيامبر (ص) فرموده بود رسيدند. راه را از وى پرسيدند. او گفت:
«راه را نشان نمىدهم مگر اينكه از طعام من بخوريد.» سريه اعزامى ازخوراك او خوردند. و پس از آن راه رانشان داد و آن گروه، راه افتادند و فراموش كردند كه سلام رسول خدا (ص) را به او برسانند.
آن مرد كه «عمرو بن حَمِق» نام داشت پرسيد:
«آيا پيامبر در مدينه ظاهر شده؟»