سرداران صدر اسلام(ج3)

سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧

برود وقتى به تبوك رسيد سوارانى به او برخوردند و از او پرسيدند:
- توكيستى؟
- من استاندارم.
- استاندار كجا؟
- استاندار شام هستم.
- اگر عثمان تو را فرستاده است كه خوش آمدى و مقدمت گرامى باد، و اگر ديگرى به تو فرمان امارت داده است برگرد.
- «مگر نشنيده‌ايد چه واقع شده»؟
- شنيديم و خبر داريم.
او ناچار نزد على عليه‌السّلام برگشت. «١» نماينده على (ع) درمدينه‌ على (ع) پس از چهار ماه از آغاز حكومت خود با ٧٠٠ سوار از مدينه به سوى عراق حركت كرد كه چهارصد نفر ايشان از مهاجرين و انصار، هفتاد نفر آنها جنگاور بدر و بقيه از صحابه رسول خدا (ص) بودند و سهل بن حنيف انصارى را در مدينه به جانشينى خود منصوب فرمود. «٢» على (ع) مدينه را به قصد بصره ترك نمود، در بين راه نامه‌اى به كارگزار خود در مدينه- سهل بن حنيف- نوشت:
اما بعد، به من خبر رسيده است كه كسانى از اهل مدينه به سوى معاويه رفته‌اند. پس هر كه را يافتى از رفتن باز دار و بركسانى كه رفته‌اند تأسف مخور. از رحمت خدا دور باشند؛ دور نيست كه دچار گمراهى شوند.