جهاد و ترجمان عزت و سربلندى بصيرت دفاعى(1)

جهاد و ترجمان عزت و سربلندى بصيرت دفاعى(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٠

اين خويشاوندكشى- ما را ناخوش نمى‌نمود- بلكه بر ايمانمان مى‌افزود، كه در راه راست پا برجا بوديم و در سختى‌ها شكيبا و در جهاد با دشمن كوشا. گاه تنى از ما و تنى از سپاه دشمن به يكديگر مى‌جستند و چون دو گاو نر، سر وتن هم را مى‌خستند.
هر يك مى‌خواست جام مرگ را به ديگرى بپيمايد و از شربت مرگش سيراب نمايد، گاه نصرت از آن ما بود و گاه دشمن، گوى پيروزى را مى‌ربود و چون خداوند- ما را آزمود- و صدق ما را مشاهدت فرمود، دشمن ما را خوار ساخت و رايت پيروزى ما را برافروخت چندان كه اسلام بر هر شهر و ديار رسيد و حكومت آن در آفاق پايدار گرديد. «١» ٣. اخلاص: يعنى كارى را تنها براى خدا انجام دادن، اين اكسير گرانسنگ به اعمال مؤمن، رنگ جاودانگى مى‌زند و آن را از هرگونه آسيبى مصونيت مى‌بخشد و اراده و قدرت الهى را پشتوانه رزم مجاهد قرار مى‌دهد.
در نبرد احزاب، «عمرو بن عبدود» پهلوان نامى عرب به ميدان آمد و در جنگى تن به تن با امير مؤمنان (ع) درگير شد، امام ضربتى كارى بر او نواخت و او را بر خاك افكند، وقتى بر بالينش نشست تا سرش را جدا كند او آب دهان به سوى امام‌