جهاد و ترجمان عزت و سربلندى بصيرت دفاعى(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦١
١٣- همدردى هر چه اختيارات و ارتباطات انسان با ديگران، بيشتر و گستردهتر باشد، مسؤوليت او نيز سنگينتر مىشود و به همان نسبت، حسّ همدردى او نيز بايد فزونى يابد. بر اين اساس، مديران جامعه اسلامى از يك سو به عنوان يك مسلمان، در برابر همه مسلمانان احساس وظيفه مىكنند و از سوى ديگر نسبتبه افراد زيرمجموعه خويش نيز احساس مسؤوليت ويژه دارند و هرگز راضى نمىشوند كه به عنوان و عملكرد ادارى و قانونى خود بسنده كنند و در برابر گرفتارى و اندوه همكاران، بى تفاوت باشند؛ چنان كه حضرت على (ع) مىفرمايد:
آيا به اين بسنده كنم كه به من بگويند امير مؤمنان ولى در سختىهاى روزگار همدرد مردم نباشم و در تلخى زندگى سرمشق آنان قرار نگيرم! من براى اين آفريده نشدهام كه چونان برّه پروارى- كه تمام همّت او در علف خوردن است- به خوردن و آشاميدن بپردازم! «١» و در مورد اين وظيفه خطير رهبران و مديران مىفرمايد:
خداوند بر پيشوايان عادل، واجب كرده كه زندگى خويش را