جهاد و ترجمان عزت و سربلندى بصيرت دفاعى(1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٥
گوناگونى مثل تذكر كتبى و شفاهى، توبيخ، جار و جنجال، برخورد حذفى، تذكّر غير مستقيم و تغافل را مىتوان مورد استفاده قرار داد.
در روايات اسلامى، از تغافل، گاه به عقل و حلم تعبير شده كه هر دو در مديريت نقش كليدى دارند و نشان دهنده ارزش تغافل هستند. امير مؤمنان (ع) مىفرمايد:
لا عَقْلَ كَالتَّجاهُلِ؛ «١» هيچ خردى چون خود را به نادانى زدن نيست.
بر اين اساس، مديرى كه در برابر لغزشهاى همكاران و مجموعه تحت امر خود، اصل تغافل را در پيش گيرد، در واقع، خرد و بردبارى را توأمان ساخته و به شريفترين خُلق دست يافته است.
تجربه نيز نشان داده است كه بهكارگيرى اصل تغافل، بر كارآيى سازمان و محبوبيت و موفقيت مدير مىافزايد و در واقع بايد گفت؛ تغافل، نقشى اصلى در مديريت دارد، هر مديرى آن را به كار گيرد، موفقيت بيشترى كسب مىكند و هر كس از آن فاصله بگيرد، به همان اندازه از موفقيت فاصله گرفته است.