ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - روز بيست و يكم ماه رمضان، روز قتل خاتم پيامبران است
خدا مىداند كه چه ارزش و مقامى دارد.
آيتالله العظمى وحيد خراسانى با اشاره به آيه وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ[١]، خاطر نشان ساختند:
مرحوم طبرسى عبارتى در تفسير اين آيه دارد كه بسيار بهتانگيز است. طبرسى در تفسير آيه آورده است كه آنروز، هر محسن و مسيئى، در حسرت است. تعجب اينجاست كه هم خوبان و هم بدان در حسرتاند، آن كه بد است، در حسرت است كه چرا خوب نشدم و خوبان در هر مقامى كه هستند در حسرتاند كه مىتوانستيم يك درجه بالاتر برويم، چرا نرفتيم؟ مىتوانستيم يك نفر ديگر را هدايت كنيم، چرا نكرديم؟
معظم له در ادامه خطاب به مبلغان، با ذكر اين نكته كه شما در ماه مبارك رمضان وظيفه خاصى برعهده داريد، افزودند:
بعضى از امور است كه در مورد آنها غفلت شده است، وقتى كه غفلت هست، مىتوان عذر آورد اما اگر غفلت سر آمد، ديگر عذر، مقبول نيست. آيا مىدانيد ماه رمضان، چرا اينگونه شده است؟ اثر اين ماه از كجا پيدا شده است؟ ريشه اين اثر اينجاست كه: شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ[٢].
شما عمرى درس خواندهايد و عوام نيستيد، آنچه اين ماه را از همه ماهها ممتاز كرده، دو مطلب است: اول اين كه يك قرآن در اين ماه نازل شده است، و يك قرآن در اين ماه بالا رفته است. نزول آن قرآن و عروج اين قرآن، ماه رمضان را اكسير احمرى كرده كه خاصيتش تغيير و دگرگونى نفسهاست. روز بيست و يكم رمضان وقتى از تشييع جنازه حضرت امير (ع) برگشتند، امام حسن بن على (ع) منبر رفتند و فرمودند: كسى از ميان ما رفت، كه اولين نتوانستند بر او سبقت بگيرند و از آخرين هم كسى نمىتواند او را درك كند[٣]. اولين، يعنى آدم، نوح، ابراهيم، موسى و عيسى (ع)؛ يعنى گوى سبقت را از همه ربوده است. اما مراد از آخرين چيست؟ مراد، اوليايى هستند كه تا قيامت از اين معدن انسانيت پيدا شده و مىشوند. حضرت فرمود: كسى رفت كه در آخرين هم، احدى، او را درك نمىكند. حالا بايد فكر كرد كه اين وجود مقدس چه كسى است؟
ايشان در تبيين عظمت مقام و منزلت امير مؤمنان (ع) اظهار داشتند:
چون قضيه مهم است بهتر است كه حديثى بگوييم از كسى كه: الازهر مصر، خواه يا ناخواه مجبور است در مقابل سخن او سر تعظيم فرود آورد. احمد بن حنبل، امام حنابله است. شافعى، كه امام شافعيه است، در شأن امام حنابله، اينگونه گفته است كه من از بغداد بيرون آمدم و در آنجا كسى را افضل، اعلم و افقه از احمد بن حنبل نيافتم! حالا حديثى كه مىخوانم حديثى است كه چنين فردى ضبط كرده است. و لذا اگر منحرفان از ولايت، ذرهاى فهم و انصاف داشته باشند بايد عظمت مطلب را بفهمند. حديث اين است كه رسول خدا (ص) فرمود: يا على! اگر نه آن باشد كه مسلمانان درباره تو همان را بگويند كه مسيحيان درباره عيسى گفتهاند، من در مقام تو چيزى مىگفتم كه وقتى راه بروى خاك زير قدم تو را به تبرك بردارند.[٤]
خوب توجه كنيد، يك وقت، علامه مجلسى اين سخن را نقل مىكند، ممكن است بگويند اغراق شده و يا حرفهاى ديگر، اما اينجا احمد بن حنبل اين سخن را نقل مىكند. معناى حديث اين است كه: يا على! اگر پرده از مقام تو برداشته شود همچنان كه مسيحيان بعد از نزول انجيل مبتلا به تثليث شدند و عيسى را تافته بافته از خدا پنداشتند، اگر من مناقب تو را بيان كنم، مسلمانان هم به همان روز گرفتار مىشوند و دچار همان بليه خواهند شد.
اين روايت نشان دهنده آن است كه آنچه از فضايل مولا گفته شده در مقابل آنچه كه كتمان شده ناچيز است. اين حكايت از ناگفتههاى پيامبر دارد، اما آنچه كه پيغمبر فرموده، اين است كه البته اين را هم از احمد بن حنبل نقل مىكنم كه حجتى باشد براى مخالفان. به جهت عظمت مطلب اين نكته را هم اضافه مىكنم كه احمد بن حنبل همان است كه ذهبى درباره او مىگويد: شيخالاءسلام و سيد المسلمين فى عصره!؛ يعنى اعتبارش نزد عامه بسيار بالاست، از پيامبر اكرم (ص) نقل مىكند كه: هر كس اراده دارد آدم را ببيند در علمش، نوح را در عزمش، ابراهيم را در حلمش، موسى بن عمران را در فطنتش و عيسى بن مريم را در زهدش، فلينظر إلى على بن