ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - روز بيست و يكم ماه رمضان، روز قتل خاتم پيامبران است
و مختل مىشود، حال چه قدرتى است در اين ماه كه امر غيراختيارى را مبدل مىكند به اختيارى؟ آنهم به گونهاى كه عقل را به حيرت واداشته است.
ايشان بالاترين درجه معرفتالله را تسبيح دانسته و افزودند:
در سوره أعلى آمده است: سبّح اسم ربّك الاعلى الذى خلق فسوّى. در ركوع و سجود، آنچه كه مقرر شده، تسبيح است. حالا بايد ديد خود تسبيح چه حقيقتى است؟ افسوس كه ما به اين حقايق، آنچنان كه بايد توجه نكردهايم و نفهميدهايم چه جواهرى در اين كلمات نهفته است.
در تسبيحات أربعه مىخوانيم: سبحانالله و الحمدلله، ولا إله إلّا الله و اللهاكبر. با اين كه اهم تمام كلمات، كلمه توحيد است و طهارت و اسلام به توحيد است، چگونه است كه در اينجا اول، سخن از تسبيح است و سبحانالله، اول آمده است. سفوَرى در قرآن به نام مسبّحات هست. همه اين سورهها شروعشان با تسبيح است: سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...[١] و يا يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ ...[٢].
آيتالله العظمى وحيد به گونههاى مختلف تسبيح در سورههاى مسبّحات قرآن اشاره كرده و افزودند:
يك قسم به صيغه ماضى آمده است؛ مثل سوره حديد: سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ ...؛ گونه ديگر به صورت مضارع آمده است؛ مثل سوره جمعه: يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ ...؛ و يك قسم به صورت امر وارد شده است: سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ...[٣]؛ و در هر سه صورت، اين ماده (سبح) آمده است، كه در هر كدام از اينها ابوابى از حكمت نهفته است.
معظم له خاطر نشان ساختند:
ماه رمضان خاصيت اكسيرى دارد. اكسير يعنى چه؟ اكسير، عملى است كه آن عمل به هر چه كه برخورد كند، آن شىء مبدل به كيميا مىشود. حال بايد ديد خود اين اكسير چيست كه جوهر را به صورت ذاتى و با يك برخورد، عوض مىكند.
اين همان كبريت احمر است كه در روايات به آن اشاره شده است و از شاگردان امام ششم (ع)، يك نفر آن را مىدانست و او جابر بن حيّان بود كه صاحب اكسير شده و امام (ع) اكسير را به او آموخته بود. خاصيت اكسير اين است كه اگر به آهن برخورد كند؛ آهنى را كه سالها بايد در معادن فعل و انفعالات در آن صورت بگيرد تا تغيير كند، در يك لحظه، تبديل به طلاى احمر مىنمايد؛ لذا خاصيت ماه رمضان، اين گونه است كه نَفَسهاى ما را تبديل به تسبيح مىكند؛ يعنى ما تسبيح نگفتهايم ولى نفس ما تبديل به تسبيح مىشود.
ايشان در بخش ديگر سخنان خود پيرامون اقسام تسبيح، يادآور شدند:
تسبيح بر دو قسم است، يك وقت خود انسان تسبيح مىگويد و گاهى خدا تسبيح مىكند. به اين نكته خوب توجه كنيد، انسان كه تسبيح بگويد مىشود كار بشرى، اما وقتى در ماه رمضان همين بشر تسبيح مىگويد- به دليل خاصيت عجيب اين ماه- عقل در درك عظمت اين تسبيح، حيران مىشود.
حضرت آيتالله وحيد در بيان ابعاد ديگرى از تسبيح و ذكر خداوندى در اين ماه، خطاب به روحانيان اظهار داشتند:
اگر كسى توفيق پيدا كند همين نفسى را كه تسبيح است به اختيار خود در ذكر خدا صرف كند، آن وقت حساب كنيد كه آن ذكر چه اثراتى پيدا مىكند؟ هيچ چيزى را نمىتوان با آن قياس كرد، اين بسيار مهم است و مهمتر آن است كه در ماه رمضان همين نفسى را كه تسبيح است، در ارشاد يك جاهل، تنبيه يك غافل و هدايت يك گمراه صرف نماييد، در اين صورت است كه ديگر قلم تمام نويسندگان، از نوشتن اجر اين عمل عاجز خواهد بود.
معظم له تأكيد كردند:
كسانى كه به شهر يا روستايى براى تبليغ دين مىروند، بايد بفهمند كه كجا مىروند و چه مىكنند و چگونه بايد آماده براى اين كار بشوند. هيچ مقامى بالاتر از اين نيست كه كسى، گمراهى را به راه راست هدايت و بيگانهاى را با خدا آشنا كند و هيچ عملى عندالله اشرف از اين نيست كه كسى را كه از طريق امامت امير المؤمنين (ع) منحرف شده است، به اين طريق، كه سبيل الله اعظم است، وارد كند؛ پس اگر برويد در آن آبادى و روستا و اين نفس را در اين صرف كنيد، كه تارك الصلاتى را به سمت نماز بياوريد و غافل از خدايى را به خدا متوجه كنيد، فقط