ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - الوتر الموتور و المنتقم الموعود
جهت همسو نبودن رفتارش از آن حضرت نفى كرده و به صراحت فرموده است:
قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ ....
گفت: اى نوح! او از خاندان تو نيست، او عملى است ناشايست.[١]
در مقابل رسول اكرم (ص) حضرت سلمان را از خاندان خود بر شمرده، مدال سلمان منّا أهلالبيت به او ارزانى داشته[٢] است و مولاى متقيان امير مؤمنان (ع) محمد ابن ابىبكر را فرزند خود خوانده، او را در كنار فرزندش محمد حنفيه جاى داده، و او را مشمول اين بيان درر بار خود قرار داده است كه:
إنّ المحامده تأبى أن يعصى الله[٣].
محمّدها از اين كه خداوند معصيت شود، امتناع مىكنند.[٤]
٣. هرگز كسى نمىتواند ملتزم شود كه اولاد بنىاميه و ديگر دشمنان قسم خورده اهلبيت، صرفاً به جهت فرزند يزيد و معاويه بودن اهل دوزخ مىباشند، بلكه برعكس در مواردى چون محمد بن ابىبكر ملتزم هستيم كه اهل بهشت هستند.[٥]
٤. فرزند بنىاميه بودن از فرزند حرام بودن كه بدتر نيست و كسى نمىتواند ملتزم باشد كه حرامزادگان به جرم حرامزاده بودن اهل دوزخ هستند، بلكه امام رضا (ع) در مورد آنها مىفرمايد:
إنّ ولد الزّنا يستعمل، إن عمل خيراً جزى به.[٦]
اولاد زنا آزموده مىشوند، اگر عمل نيكو داشته باشند، پاداش نيكو مىبينند.
ب) از پيروان آنها: جاى ترديد نيست كه هر پيروى با پيشواى خود محشور مىشود، چنانكه قرآن كريم فرموده است:
يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ.
روزى كه هر كسى را با پيشواى خود مىخوانيم.[٧]
و از زبان حضرت ابراهيم (ع) نقل كرده كه فرمود:
فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي.
هر كس از من پيروى كند، از من است.[٨]
و روايات فراوان داريم كه هر پيروى با متبوع خود محشور مىشود.[٩]
بر اين اساس پيروان بنىاميه با آنها محشور خواهند شد و در روز رستاخيز با آنها خواهند بود و از آنها جدا نخواهند شد، ولى اينكه آيا اين مقدار براى قصاص و انتقام در اين سراى كافى است يا خير، احتياج به تحقيق بيشتر دارد.
ج) از رضايتمندان به فعل آنها: در مورد كسانى كه معتقد به راه آنها و راضى به كردار آنها باشند، مسئله حادتر است، زيرا قرآن كريم پى كردن ناقه صالح را به همه قوم ثمود نسبت داده و فرمود:
فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها.[١٠]
تكذيبش كردند و شتر را پى كردند.
در حالى كه يك نفر آن را پى كرده بود، ولى چون همگى به آن رضايت داده بودند، آن را به همه نسبت داده و همه را مشمول عذاب الهى قرار داد.
قرآن كريم در پاسخ كسانى كه از پيامبر اكرم قربانى مطالبه مىكردند تا ايمان بياورند، مىفرمايد:
... قُلْ قَدْ جاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّناتِ وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.[١١]
بگو پيش از من پيامبرانى يا معجزهها و آنچه اكنون مىخواهيد آمدهاند، اگر راست مىگويد، چرا آنها را كشتيد؟
بين اين اشخاص و قاتلان آن پيامبر ٥٠٠ سال فاصله بود، ولى چون آنها به قتل او راضى بودند، خداوند متعال آنها را نيز جزو قاتلان برشمرده و فرمود: چرا آنها را كشتيد.[١٢]
روز پيروزى سپاه امير مؤمنان (ع) در جنگ جمل، يكى از اصحاب گفت: اى كاش برادرم اينجا بود. حضرت فرمود: آيا خواست برادرت با ما بود؟ گفت: آرى. فرمود: پس او نيز با ما بوده است. سپس فرمود:
در اين پيكار با ما كسانى شركت كردهاند كه هنوز در صلب پدران و رحم مادران هستند ....[١٣]
و در حديث آمده است كه اگر كسى در مشرق كشته شود و در مغرب كسى به آن رضايت دهد، در خون او شريك است.[١٤]
و در مورد امام حسين (ع)، بهويژه آمده است:
ألا و إنّ الراضين بقتل الحسين شركاء قتله.[١٥]
كسانى كه به كشته شدن امام حسين رضايت بدهند در قتل او شريك هستند.
و لذا آمده است كه:
فيقتل من رضى بقتله.[١٦]
هر كس را كه راضى به قتل او (حسين) باشد، مىكشد.
و در حديث ديگر آمده است:
چون حضرت بقيةالله (ع) خارج شود ذريه قاتلان امام حسين (ع) را مىكشد؛ زيرا به اعمال پدرانشان رضايت مىدهند.[١٧]
بنابراين، در مورد آن عده از فرزندان يا پيروان بنىاميه، كه به اعمال پدران و نياكان خود راضى هستند، اگر بگوييم كه در اعمال آنها شريك هستند و روز قيامت مورد بازخواست و كيفر قرار خواهند گرفت، مانعى ندارد؛ زيرا اين بازخواست و كيفر در مقابل رضايت آنهاست كه عمل خود آنهاست، نه در مقابل اعمال پدران و نياكان آنها.
پس اين كيفر و عذاب در روز رستاخيز، به جهت