ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - ضرورت بازنگرى معارف مهدوى
گفت: اگر رواياتى را كه سند كاملًا مشابه دارند يكى قرار دهيم و رواياتى را كه سند يا متن متفاوتى دارند، چند روايت به حساب آوريم و همچنين روايات مربوط به ملاحم و فتن را جزء روايات امام مهدى (ع) قرار دهيم، تعداد چهار الى پنج هزار روايت دور از ذهن نخواهد بود. اما به هر حال اين تعداد با توجه به تعريف ما از حديث متفاوت خواهد بود.
اگر بخواهيم از مجموعه معارف مهدوى گزارشى ارائه دهيم و بيان كنيم كه چه مباحث و معارف فرعى در اين مجموعه معارف داخل مىشود، به چه مباحثى مىتوانيم اشاره كنيم؟
آقاى حسينى: تصور بنده اين است كه مجموعه مباحثى كه در روايات ما در زمينه مهدويت- به شكل مستقيم و يا غير مستقيم- مطرح شده در هفت بخش قابل دستهبندى است:
١. رواياتى كه بيانگر استمرار امر امامت تا آخر زمان هستند. اين مفهوم در روايات بسيار متقن و معتبر كه از نظر تعداد نيز به حد تواتر مىرسند وارد شده است. گروهى از روايات اين بخش با اين بيان كه زمينه هيچگاه از حجت خالى نخواهد بود و گروهى ديگر با اين بيان كه زمين هيچگاه خالى از عالم نيست عهدهدار بيان چنين مفهومى هستند.
ارتباط بين دو مفهوم عالم و حجت به گونهاى ظريف در اين روايات تبيين شده است و توجه بيشتر به آن در تبيين هر چه بهتر مقام امامت و امام و از جمله وجود مقدس حضرت ولىعصر- ارواحنافداه- بسيار سودمند است.
٢. رواياتى كه به بيان تعداد امامان و اينكه آنها دوازده نفر هستند، پرداختهاند. در اين بخش به وضوح بر نسب اين امامان تصريح شده و همگى آنها از نسل وجود مقدس فاطمه زهرا (س) دانسته شدهاند. اشاره به وقايع خاص در مقاطع تاريخى حساس اين بزرگواران از ويژگى اين بخش از روايات است. اين بخش از قديمىترين و محكمترين روايات مباحث مهدويت به شمار مىروند.
٣. رواياتى كه دلالت بر تولد وجود مقدس امام مهدى (ع) دارند. اين روايات نيز بهخوبى و از ديدگاه حقير از مطمئنترين راهها به بيان اين امر پرداختهاند.
٤. رواياتى كه به موضوع غيبت آخرين حجت خدا پرداخته و تصريح كردهاند كه آن حضرت در غيبتى طولانى بهسر خواهد برد. در گروهى از اين بخش به عوامل و موجبات اين امر؛ يعنى غيبت طولانى نيز اشاره شده است. اين گروه نيازمند مطالعه جدى به منظور عبرتآموزى جامعه اسلامى است.
٥. رواياتى كه در آنها به ضرورت و فضيلت انتظار و وظايف منتظران در دوران غيبت اشاره شده است.
٦. رواياتى كه بيانگر نشانههايى هستند كه قبل از ظهور و يا همزمان با آن پديدار خواهند شد.
٧. رواياتى كه به ترسيم وقايع پس از ظهور پرداخته و نويد تحقق جامعه آرمانى اسلام را مىدهند. جامعهاى كه عدالت در آن فراگير مىشود؛ استعدادهاى نهفته افراد آن بهطور كامل به فعليت مىرسد و حركت به سوى كمال و خدا محورى در آن متجلى مىگردد.
آقاى طباطبايى! شما اشاره فرموديد كه ما در مجموعه معارف مهدوى با طيف گستردهاى از روايات روبرو هستيم كه روايات مربوط به امامان دوازدهگانه، روايات مربوط به اصل ظهور امام مهدى (ع) و نشانههاى ظهور را شامل مىشود، حال مىخواهيم بدانيم در اين مجموعه گسترده از روايات و معارف مهدوى، كدام مباحث به عنوان مشتركات و محكمات اين مجموعه بهشمار مىآيد.
آقاى طباطبايى: مباحثى كه بين شيعه و سنى مشترك هستند و مباحثى كه شيعيان در مورد آنها متفقند بايد از هم جدا شوند. بعضى از مباحث مشترك بين دو فرقه كه ظاهراً هيچ اختلافى در مورد آنها وجود ندارد، به اين شرح است:
١. اصل وجود حكومت جهانى امام مهدى (ع) و اينكه حكومتى در آخرالزمان خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد؛
٢. اينكه امام مهدى (ع) از خاندان پيامبر (ص) است؛
٣. اين نكته كه آن حضرت از نسل فاطمه زهرا (س) هستند. اگر چه بنىعباس رواياتى را جعل كردند كه آن حضرت را به خود نسبت بدهند. كه اينگونه روايات در متون روايى سنيها، البته در كتب ضعافشان، وجود دارد؛
٤. اين نكته كه امام مهدى (ع) از نسل امام حسين (ع) هستند؛
٥. بحث نزول حضرت عيسى (ع) بعد از ظهور امام مهدى (ع)؛
٦. اينكه دوران آن حضرت از جهت رفاه اجتماعى و نيز عدالت اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى، قضايى، يك دولت نمونهاى است.
در واقع ما با توجه به اين تكيهگاه محكم نقلى كه داريم كاملًا در اين زمينهها مطمئن هستيم بنابراين، هيچ اختلافى بين شيعيان در اين موارد وجود ندارد. اما در بعضى از موارد از جمله علائم ظهور، نوع علائم، تعداد آنها و يا اينكه همه علائم محتوم هستند يا خير، در اين مورد روايات ما يك مقدارى اختلاف دارند. سنيها روايات علائم ظهور به اين معنا ندارند؛