ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - اين ماييم كه غايبيم
شاگردان فراوانى دارد. اين سيصد و سيزده نفرى كه هستند الان ممكن است افراد فراوانى باشند كه تحت تدبير آن حضرت مأموريتهايى را انجام مىدهند.
بخش سوم آن است كه نظير مرحوم بحرالعلوم خدمت خود حضرت مىرسد. اين را هم بعضى منكر هستند، ولى اين هيچ استبعادى ندارد، بلكه امكان هم دارد. اما در اين بخش دو مسئله وجود دارد:
١. فرد حق ندارد بگويد من خدمت حضرت رسيدهام؛
٢. ما حق نداريم قبول كنيم. به ما گفتهاند كه شما تكذيب كنيد، يعنى نگوييد او دروغ مىگويد، بلكه اثر عملى بار نكنيد، تكذيب، به معناى اين كه شما دروغ مىگوييد و حضرت غير قابل ديدن است، نيست.
چند وقت قبل، چند نفرى از تهران آمده بودند- غالباً بانوان بيش از آقايان به مسئله رؤيت و خدمت حضرت رسيدن و اين مسائل دل مىسپارند- اينها به قدرى ساده بودند كه خيال مىكردند خدمت حضرت رسيدن، مثل خدمت يك مرجع رسيدن است. نامهاى آوردند كه دوشنبه كه خدمت حضرت مىرسى! اين نامه را خدمت حضرت بده! اين يك آفتى است، در چنين زمينهاى است كه سيدعلى محمد باب ها رشد مىكنند.
امام (ع) وحيد دهر است، مثل شمس آسمان است، همانطور كه شما با دستتان نمىتوانيد به آفتاب برسيد، نمىتوانيد به اين راحتى به امام برسيد. در اين فضا و بازار آشفته، نحلهها پيدا مىشود. مفلَل را انبيا (ع) آوردند و نفحَل را همينها، اگر آمار متنبيان كمتر از انبيا نيست، منحولها و مجعولها نيز كمتر از مثبتهاى معقول نيستند؟. حالا اگر شيادى اينها را ببيند، چه بازى درمىآورد. اينها يكى دو بار باورشان مىشود و بعد، وقتى كشف خلاف شد از اصل برمىگردند. اين قصه را شما هم گفتهايد و شنيدهايد كه در روز مرگ ابراهيم، پسر پيامبر (ص) خورشيد گرفت. عدهاى گفتند: مرگ پسر پيامبر در آسمان اثر كرده است، پيامبر همه را در مسجد جمع كرد و فرمود: إنّ الشمس و القمر آيتان من آيات الله ... لاينكسفان لموت أحد[١]. سوء استفاده از ضعف فهم مردم خطر فراوانى به دنبال دارد، چون در اين صحنه آن كس كه عوامتر و بازيگرتر است پيروز است.
در سالهاى دفاع مقدس در وجب به وجب صحنه جنگ، بسيجيها مىگفتند يا اباصالح المهدى و كشور را حفظ مىكردند. او كمك مىخواهد، نه مثل اين عوام كه مىگويد روز دوشنبه خدمت حضرت مىرسى، نامه را به ايشان بده.
درباره غيبت حضرت مهدى، اين ماييم كه غايبيم، اعمى از بصير غايب است نه بصير از اعمى. اگر يك نابينايى دوست خودش را نمىبيند آن دوست غايب نيست. اين نابينا غايب است. اين چنين نيست كه حضرت غائب باشد.
اصل اميدوارى بشر به آينده خوبى كه جز عدل و احسان چيزى حكومت نكند، در درون همه هست. يك مقدار محققانهتر و علمىتر در فطرت مسلمانها اين است كه اينها به دنبال مهدى منتظر موعودند، نه مهدى موجود موعود. اين خصيصه، مال شيعه است كه او مهدى موجود موعود را به انتظار نشسته است. اگر موجود موعود است، ما غير از انتظار و اميد، مسئله مراقبه و مرابطه هم داريم. ديگران اميدوارند كه در پايان زندگى و روزگار، يك عصرى برسد كه عدل و احسان حكومت كند. خيلىها در انتظار اين عصر به سر مىبرند، اينها منتظر مهدى موعودند. ما منتظر ظهور مهدى موجود موعوديم و غير از انتظار و اميد مسئلهاى به نام مراقبت و مرابطه هم داريم كه آنها ندارند. اگر معتقديم كه يك شخصى امام زمان است و ما بايد به او تعهد بسپاريم و او ولى ماست، بايد مراقب باشيم كه خلاف نكنيم. اين كه فرمود: و قل إعملوا فسيرى الله عملكم و رسوله والمؤمنون[٢]. ائمه هم مىبينند، وجود مبارك حضرت نيز مىبيند. بايد مواظب گفتارمان، رفتارمان، سيره و صفتمان باشيم، غير از مراقبه، مسئله مرابطه مطرح مىشود. مراقبت اين است كه خلاف نكنيم. مرابطه اين است كه علاوه بر اين كه خلاف نكنيم، خودمان را نزديك كنيم و كمك و فيض بگيريم. نه اين كه فقط مواظب باشيم كه نلغزيم، بلكه رابطه برقرار كنيم كه دستمان را بگيرد. ذيل آيه كريمه يا أيّها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا[٣]. اين حديث شريف هست كه رابطوا مع إمامكم المهدى المنتظر[٤]. يعنى با او مرابطه برقرار كنيم.
پىنوشتها:
\* متن سخنان حضرت آيتالله جوادى آملى در ديدار با اعضاى ستاد برگزارى گفتمان مهدويت. برگرفته از ويژهنامه ششمين گفتمان مهدويت، هفتهنامه افق حوزه، دوشنبه ١٣ مهر ١٣٨٣.
[١]. سوره شعراء (٢٦) آيه ٢٣.
[٢]. سوره نازعات (٧٩) آيه ٢٤.
[٣]. سوره طه () آيه ٥٠.
[٤]. سوره قصص (٢٨) آيه ٣٨.
[٥]. محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ١، ص ٣٢، ح ٢.
[٦]. نهجالبلاغه، ص ٣٧٤ خطبه ١٦.
[٧]. محمدبن يعقوب كلينى، همان، ج ٣، ص ٢٠٨، ح ٧.
[٨]. توبه (٩) آيه ١٠٥.
[٩]. سوره آل عمران (٣) آيه ٢٠٠.
[١٠]. محمدبن ابراهيم نعمانى، كتاب الغيبه، ص ١٩٩، ح ١٢.