ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - ميزگرد فيلمسازى و مهدويت
«ماتريكس» ساخته شد.
به طور خلاصه در غرب موضوع مهدويت، انتظار و آخرالزّمان در بعد تصويرى در دو فضا مطرح است: يكى مهدويت به نحو تخريبى و ديگرى مهدويت و آخرالزّمان به نحو اثباتى براى خودشان. بحث ديگر اين است كه ما تا چه حد مىتوانيم از نحوه كار آنها در مسائل خودمان استفاده كنيم. بعدى از اين فراخوان مىتواند يك كار تحقيقى در اين زمينه باشد كه غربىها در اين موارد چه اقداماتى انجام دادهاند، اما از لحاظ الگويى و محتواكار آنها براى ما قابل استفاده نيست. بله، از سمينارها و مجموعه تحقيقاتى كه آنها را به اين بعد تصويرى رسانده است بايد استفاده كنيم. كنفرانس تلآويو، واقعاً نگاه روشنگرانه و دقيقى نسبت به تأثير جدى مهدويت در تفكرات شيعى دارد. چون در بعد اثباتى به دليل تفاوت ماهوى قضيه خيلى نمىتوانيم از آثار غربىها استفاده بكنيم، به اين طرف بايد توجه كنيم كه ما چگونه مىتوانيم امام زمان (ع) خودمان را با معانى و مفاهيمى كه پيرامون ايشان وجود دارد و تأثير باطنىاى كه بر فرهنگ شيعه گذاشته، به تصوير بكشيم؟ تاكنون با مسئله آخرالزّمان و انتظار در جهت تبيين كار نكردهايم بلكه سعى كردهايم از احساسى كه يك انسان شيعى دارد، نهايت استفاده را بكنيم. به نظر من ضرورىترين و اصلىترين كارى كه بايد صورت بگيرد اين است كه ابعاد مختلف مسئله مهدويت مشخص بشود سپس تيمهاى هنرى براساس آن فيلم تهيه كنند. درست است كه برخى از كارگردانان سينما ذهن بسيار خوبى براى ترجمه معانى به تصوير دارند، اما نمىتوانند آن معانى را خلق كننأ، بايد معنا را به آنها داد.
به طور خلاصه ما بايد ابتدا محورهايى را استخراج بكنيم، بعد افرادى كه با اين جشنواره ارتباط دارند يا كسان ديگرى كه بتوانند ترجمه هنرى بكنند، محورها را به صورت تصويرى و هنرى دربياورند.
چه سوژههايى را مىتوان در عرصه مهدويت به عنوان دستمايه فيلمنامهها مطرح كرد؟
انتظار يعنى، بهترين فكر و بهترين طرح و عمل، آيا ما در زمينه تربيتى، در زمينه تغذيه و در زمينه طرح و برنامه بهترين فكر را داريم؟ همه چيز در اختيار ماست ولى متوجه نيستيم.
به طور كلى در دفاع از ولايت و انتظار اول بايد در زندگى روزمره خودمان طرح مكتب را پياده كنيم و مصمم باشيم كه از هيچ اصلى صرف نظر نكنيم. موفقيت در اسلام يعنى از اصول تخفيف ندادن ولى در جناح كفر موفقيت يعنى اصل را زير پا گذاشتن.
در دشمنشناسى ابتدا بايد ضرورت انتظار را حس كنيم سپس وارد كانال سينما شويم و بگوييم هر كس فيلمنامه يا طرح خوب راجع به امام زمان (ع) دارد بنويسد. كشورهاى غربى به رغم آنكه در حرفهاى خود مواضع متفاوتى دارند، در يك طرح با هم گره مىخورند كه نقطه مشترك و مركز ثقل آن، دست سرمايهداران يهودى صهيونيست است.
هدف آنها در اين طرح سلطه بر زمين است لذا با خود خدا و امام زمان (ع) كار دارند و اصلًا ما را به حساب نمىآورند. خودشان مىگويند مسلمانان و مسيحيان حيواناتى هستند كه خدا براى خدمت به ما خلق كرده است، احساس خطر هم نمىكنند چون ما تا كنون كارى عليه آنها انجام ندادهايم. و بىآنكه خودمان بدانيم تمام طرحهاى ما در چارچوب برنامههاى كلان آنهاست. اين است كه ما بايد استقلال فكرى داشته باشيم و اينكه كسى از ما حمايت كند يا نه مهم نيست.
«كوثر» يعنى خير كثير و ممكن است تو با صد تومان همان نتيجه را در دفاع از حق بگيرى كه ديگرى با يك ميليارد تومان مىگيرد. سه يهودى براى همه دنيا نقشه مىگشند و يكى از آنها نمىگويد: «مگر مىشود؟!» آنها در باطل خود اين وحدت را دارند و انجام مىدهند، بنابراين نشد نداريم.
جناب آقاى رحيمزاده نظر شما در اين مسئله چيست؟
من با اين فرمايش آقاى بلخارى موافقم كه هنرمندان ما خيلى اهل فكر نيستند و اگر هم اهل فكر باشند مبنى فكريشان متأسفانه ضعيف است. با كمال تأسف اصلًا خود اين هنر چيزى است كه از بيرون بر ما وارد شده است و ما تنها مىتوانيم از آن استفاده ابزارى كرده و هنر تصوير را عرضه كنيم نه اصل هنر را.
ما براى آنكه به هدفمان در فراخوان كه تحريك هنرمندان در بعد تصويرى است برسيم، در دو بعد بايد بتوانيم موفق شويم: بعد معرفتى و بعد احساسى و عاطفى. اگر در بعد معرفتى كار بيشترى انجام دهيم، زمينه كارهاى احساسى و عاطفى هم فراهم خواهد شد. البته اين كار، كار آسانى نيست.