ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - ٣ حوزه هاى علمى در عصر غيبت صغرى
بود بهطورى كه در آغاز غيبت صغرى چندين خانواده علمى، علاوه بر عده كثيرى از دانشمندان شيعه در اين شهر مىزيستند.
مهمترين خاندان علمى شهر همان خاندان اشعرى بود كه قديمىترين خاندان شيعه شهر نيز محسوب مىشدند. معروفترين فرد اين خاندان كه در اوايل عصر غيبت مىزيست احمدبن محمدبن عيسى بود. وى بنا به گفته شيخ طوسى چهره شاخص و فقيه مطلق شهر قم بود. رياست و زعامت دينى وى بهگونهاى بود كه حتى حاكم شهر بهديدن وى مىآمد. او امام رضا (ع) را درك كرده و روايات بسيارى از ايشان نقل كرده است. همچنين داراى تأليفات عديدهاى بوده، ازجمله كتاب التوحيد، كتاب فضلالنبى، صلّى اللّهعليهوآله، و كتاب الناسخ والمنسوخ.[١] تاريخ وفات وى ظاهراً پس از ٢٨٠ ق. بود.
از ديگر بزرگان اين خاندان محمدبن احمد بن يحيى اشعرى است كه روايات بسيارى را نقل كرده است. وى صاحب تأليفات بسيارى است. از جمله موسوعه نوادرالحكمة كه مشتمل بر مباحث مختلفى در ابواب فقهى بود و مجموعاً شامل ٢٣ كتاب فقهى مىشد و در بين مردم بسيار معروف و مشهور بود. از ديگر كتابهاى او كتاب المزار، كتاب الامام و مقتلالحسين است. وفات وى را در حدود ٢٨٠ ق. دانستهاند.[٢] از همين خاندان، بايد به سعدبن عبداللَّه بن ابى خلف اشعرى (متوفا ٢٩٩ يا ٣٠١ ق.) اشاره كنيم. او از عالمان بزرگ قم بود و به او عنوان «شيخ و فقيه شيعيان» داده بودند. دانش وسيع و شخصيت ممتاز، از ويژگىهاى وى بود. او داراى تصنيفات متعدد در موضوعات گوناگون بود كه عبارتند از: موسوعه فقهى كتاب الرّحمة (اين كتاب شامل ابواب طهارت، صلاة، زكاة، صوم و حج بود. بنا به گفته شيخ صدوق در ابتداى كتاب من لا يحضره الفقيه، اين كتاب از كتب مشهور فقهى بوده است كه فقيهان برآن اعتماد كرده و بدان مراجعه مىكردند)[٣]، كتاب الضياء فىالامامة و كتاب مقالات الامامية در باب امامت كتابهاى مثالب رواة الحديث و مناقب رواة الحديث درباره راويان حديث، كتابى در فضيلت ابوطالب و عبدالمطلب و عبداللَّه، كتاب المنتخبات كه حدود ١٠٠٠ صفحه بود و كتاب بصايرالدرجات كه در ٤ جلد نوشته بود.[٤]
از ديگر عالمان برجسته خاندان اشعرى مىتوان بهاين افراد اشاره كرد: محمدبن على بن محبوب مراد (متوفا بعد از ٢٨٠ ق.) كه صاحب تصانيف متعددى در ابواب فقهى بود ازجمله دو موسوعه فقهى به نام الجامع و كتاب الضياء والنور.[٥] احمدبن ابىزاهد كه از دوستان نزديك محمدبن يحيى عطار و از عالمان بزرگ قم بود و كتابهايى در مسائل اعتقادى چون بداء، جبر و تفويض و كتابهايى در فقه داشت[٦] و ابوعلى احمدبن ادريس (متوفا ٣٠٦ ق.) كه فقيهى معتمد و صاحب تصانيف بود.[٧] علاوه بر اينها نام محدثان و فقيهان بسيارى از خاندان اشعرى در كتب فقهى ذكر شده است.
از ديگر خاندانهاى بنام قم خاندان بابويه است كه از خاندانهاى قديمى شهر بودند. چهره شاخص اين خاندان در عصر غيبت؛ علىبن حسين بن موسىبن بابويه است. تاريخ ولادت وى ذكر نشده ولى گويا در اوايل عصر غيبت بوده است. او فقيهى جليلالقدر و مورد اعتماد بود و تأليفات عديدهاى در ابواب فقهى داشت. همچنين كتابى در توحيد و كتابى در تفسير و كتاب امالى از وى نام برده شده است. از ارزندهترين كتابهاى وى كه بهدست ما رسيده است كتاب الامامة و التبصرة من الحيرة است. اين كتاب از نادر كتابهايى است كه از آن زمان باقى مانده است. موضوع اصلى كتاب بحث در زمينه مسئله غيبت امام مهدى (ع) است. ابن بابويه در ابتداى كتاب، علت تأليف را سرگشتگى مردم در عصر غيبت بيان مىكند. او مىگويد:
ديدم بسيارى از كسانى كه رشته ايمانشان صحيح بود و بر دين خدا ثابتقدم بودند و خشيت آنها در درگاه خداوند ظاهر بود، امر غيبت آنها را به حيرت واداشته و مدت غيبت بر آنها طولانى شده، تا جايى كه وحشت بر آنها مستولى شده و اخبار مختلف و آثار وارده آنها را به فكر واداشته است. لذا من اخبارى را جمع كردم كه حيرت را برطرف سازد و غصه و نگرانى را رفع كند و ...[٨]
شيخ در مقدمه كتاب بحثى را در زمينه بداء و سپس لزوم وجود حجةاللَّه بيان مىكند و پس از بيان اين كه امامت عهدى الهى است، امامت تك تك ائمه (ع) را اثبات مىكند. بخش عمدهاى از كتاب در ردّ عقايد فرق شيعه چون كيسانيه، اسماعيليه و واقفيه است و سپس ابوابى را درباره معرفت امام و لزوم آن مىآورد. او در بحث از غيبت امام اسلوب اهل حديث و متكلمان را با هم آميخته و ازطريق آن ادلهاى براى رفع شبهات بيان مىكند. متأسفانه بخشى از آخر اين كتاب كه مربوط به بحث غيبت است مفقود شده و بهدست ما نرسيده است. درهرحال اين كتاب يكى از ذخاير علمى تشيع است كه بهدست ما رسيده است.
ادامه دارد
پىنوشتها:
[١]. ر. ك: الطوسى، الغيبة، ص ١٧٨.
[٢]. الصدوق، كمالالدين و تمامالنعمة، ص ٥٠٧.
[٣]. همان، ص ٢٣٩.
[٤]. همان، ص ٢٤٠.
[٥]. در اين باره به بخش جغرافياى انسانى شيعه رجوع كنيد.
[٦]. رجالكشى، ص ٥٩٤؛ التفرشى، مصطفى بن حسين، نقد الرجال، ج ٢، ص ٢٦٢؛ قضيه زكريا بن آدم در قم و بعضى اصحاب امام صادق، عليهالسلام، در كوفه.
[٧]. ر. ك: النجاشى الرجال، ص ٣٥١؛ شرححال عياشى.
[٨]. ر. ك: جعفريان، رسول، تشيع در ايران، ج ١، ص ١٩١.
[٩]. ر. ك: قمى، محمدبن حسن، تاريخ قم، ص ٢٧٨؛ رجال طوسى، ص ٣٠٧.
[١٠]. همان، ص ٥٢.
[١١]. الطوسى، فهرست، ص ١٢.
[١٢]. النجاشى، همان، ص ١٧ (شرححال ابواسحق ثقفى)
[١٣]. همان، ص ٤٠٩؛ نجاشى، رجال، ص ٢٤٥.
[١٤]. ابنبابويه، من لايحضره الفقيه، مقدمه مؤلف.
[١٥]. الطوسى، فهرست، ص ٢١٥؛ الخويى، ابوالقاسم، معجم رجال الحديث، ج ٩، ص ٨٠.
[١٦]. همان، ص ٤١١.
[١٧]. همان، ص ٦٢.
[١٨]. همان، ص ٦٤.
[١٩]. ابنبابويه قمى، علىبن حسين، الامامة والتبصرة منالحيرة، مؤسسه آل البيت، قم، ص ١٤٢.
[٢٠]. التفرشى، همان، ج ٣، ص ٢٥٣.
[٢١]. نجاشى، رجال، ص ٢٦١.