ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - ٣ در رساله پولس
در رساله دوم پولس به تسالونيكان (٢: ٣ و آيات بعدى، ٧- ١٠) به طور كاملترى وصف شدهاست. در كليساى تسالونيك به واسطه اين اعتقاد كه دومين ظهور مسيح قريب الوقوع است، اضطرابهايى پديد آمد. اين تصور تا حدودى ناشى از فهم نادرست آيه ١٥ و آيات بعدى باب چهارم از رساله پولس به تسالونيكان و تا حدودى ناشى از دسيسههاى گمراه كنندگان بود. به منظور بر طرف كردن اين اضطرابها بود كه پولس مقدس دومين رساله خود را به تسالونيكان نوشت و به ويژه، آيات ٣ تا ١٠ باب دوم را درج كرد. آموزه پولس چنين است: پيش از «روز مسيح»، «ارتدادى» رخ خواهد داد و «مرد شرير» ظاهر خواهد شد. وى در هيكل (معبد) خدا مىنشيند و خود را چنان مىنماياند كه گويى خداست؛ او با قدرت شيطان و آيات و عجايب دروغين عمل مىكند؛ آنهايى را كه محبت راستين را نپذيرفتند تا نجات يابند، گمراه مىكند؛ امّا عيسى خداوند او را با نفَس دهان خود هلاك خواهد كرد و به تجلى ظهور خويش او را نابود خواهد ساخت. امّا در مورد اين زمان، آن سرّ بىدينى الان عمل مىكند فقط تا وقتى كه آن كه تا به حال مانع است از ميان برداشته شود. خلاصه آن كه، پيش از «روز مسيح»، «مرد شرير» كه در رساله يوحنا به دجّال معروف است ظاهر خواهد شد؛ پيش از ظهور «مرد شرير»، «شورش» يا ارتداد بزرگى به وقوع خواهد پيوست؛ اين ارتداد نتيجه «سرّ بىدينى» اى است كه الان عمل مىكند و به گفته يوحنا، خود را در اينجا و آنجا با اشكال كمرنگ دجّال نمايش مىدهد. يوحنا سه مرحله پيدايش شرارت را معرفى مىكند: خمير مايه شرارت؛ ارتداد بزرگ و مرد شرير. امّا منظور تعيين دقيقتر زمان حادثه اصلى، قيدى را اضافه مىكند؛ وى ابتدا چيزى را به عنوان شىء (to datechon «آنچه»)[١] و سپس به عنوان شخص (ho hatechon «آنكه») وصف مىكند كه از وقوع حادثه بزرگ جلوگيرى مىكند: «فقط تا وقتى كه آنكه تا به حال مانع است از ميان برداشته شود» [رساله دوم پولس رسول به تسالونيكيان، ٢: ٧. م]. در اينجا تنها مىتوانيم نظريات عمده راجع به معناى اين قيدى را برشماريم، بدون آنكه از ارزش آنها سخن بگوييم:
مانع حادثه اصلى، «مرد شرير» است؛ حادثه اصلى، ظهور دوباره عيسى مسيح است (گريم «Grimm»)، (سيمار «Simar»). مانع، امپراتورى روم است؛ حادثه اصلى كه از آن جلوگيرى شده، «مرد شرير» است (اغلب آباء لاتينى و مفسران بعدى).
رسول به اشخاص و حوادث زمان خود اشاره مىكند؛ مانع(Katechon) و «مرد شرير» به طرق مختلف بر امپراتورانى مانند تيتوس(Titus) ، نرون(Nero) ، كلاوديوس(Claudius) ، و غيره منطبق شده است (متكلمان پروتستان كه پس از قرن هفتم مىزيستند).
رسول مستقيماً به اشخاص و حوادث معاصرى اشاره مىكند كه با اين حال، نمونههايى از «مانع»(Katechon) ، «مرد شرير» و روز مسيح در آخرالزمان هستند؛ به عنوان مثال خرابى اورشليم [به سال ٧٠ ميلادى] نمونه ظهور مجدد مسيح است دالينگر(Dolinger) .
قبل از رها كردن نظريه پولس در باب دجال، مىتوان پرسيد كه پولس آموزه خود را از كجا به دست آورده است؟ در اينجا نيز با پاسخهاى مختلفى مواجه مىشويم:
پولس قديس صرفاً نظر خود را بر اساس سنت يهودى و تصويرپردازى دانيال و حزقيال نبى بيان مىكند. اين نظريه مورد تأييد برخى از نويسندگان پروتستان قرار گرفته است.
رسول انديشهاى را بيان مىكند كه از طريق آموزه آخرالزمانى عيسى مسيح در عالم مسيحيت ارائه شد. اين نظريه را دالينگر(Dolinger) بيان كرده است.
پولس قديس نظريه خود در مورد دجّال را از كلمات مسيح، پيش گويى دانيال، و حوادث معاصر به دست آورده است. اين نظريه را نيز دالينگر مطرح كرده است.
رسول پيشگويى را بيان كرده كه از طريق الهام از روح القدس دريافت كرده است. مفسران كاتوليك عموماً طرفدار اين نظريهاند.