ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - كسبه، فروشندگان و خريداران
مانند ثروتاندوزى و شناسايى آنچه كلاه شرعى خوانده مىشود. برترى علما بر اساس لباس و مناصبشان باشد. كشته شدن علما به دست حاكمان جور و دست نشاندههاى آنان.[١] همانند گوسفندى كه از گرگ فرار كند، مردم از عالمان بگريزند و خداوند آنان را به سه بلا مبتلا مىكند: بركت را از اموال ايشان بردارد؛ سلطان جائر را بر ايشان مسلّط كند؛ بىايمان از دنيا بروند، ....»
قاريان قرآن، عوام متدين و متشرّعان عبادتپيشه
قاريان قرآن كه در طول تاريخ، نماد تبليغ و ترويج اسلام و حاملان قرآن به اقصى نقاط جهان بودهاند نيز مانند ديگر طبقات اجتماعى، مبتلا به ابتلائات آخرالزّمان مىشوند و گاه به بدترين آسيبها:
«قاريان فاسق خواهند شد. رياكارانه و براى به دست آوردن مقام و منزلت نزد ديگران عبادت كنند. قرآن با آلات و دستگاههاى موسيقى خوانده شود. عبادت كردن به ماه مبارك رمضان محدود شود. افراد به ملامت كردن همديگر مشغول شوند. قاريان و خوانندگان بر فقها برترى يابند ...»
قاضيان
قاضيان متصدّى منصبى هستند كه نقش راست كردن كجىهاى اجتماع را برعهده دارند؛ امّا امان از وارونگى دوره آخرالزّمان كه در آن دوره، نمك هم مىگندد:
«قاضيان برخلاف امر خدا و گاه بدون اطّلاع از حكم صحيح قضاوت كنند. خود شهادت دروغ و باطل بدهند يا اگر نزد آنان چنين شهادتهايى داده شود، قبول مىكنند و در عين حال، شهادت حق و عادلانه را رد مىكنند. هواهاى نفسانى خود را مسلّط سازند و براساس آن، حدود را تعطيل كنند ...»
مديران و كارمندان نهادهاى اجتماعى
در رده بعد از حكمرانان، مديرانى قرار مىگيرند كه تا كارمندان جزء، با رعايت سلسله مراتب، ساختار نظامها را تشكيل مىدهند. اين قشر كه بخش عظيمى از بدنه اجتماع را در برمىگيرد، علاوه بر آسيبهايى كه تاكنون برشمرديم، اينچنين به آفات آخرالزّمان مبتلا مىشوند:
«افراد با انگيزه به دست آوردن متاع دنيا، ستم كردن و تفاخر به همديگر، براى تصاحب مناصب با هم رقابت و داد و ستد رشوه مىكنند. خائنان با توجّه به رشوهاى كه به مقام بالاتر خود مىدهند و نه صلاحيّت و لياقت خويش، به راحتى به مناصب تكيه مىزنند. مكّاران و اهل كفر و دشمنان اهل بيت (ع) نزد واليان جايگاهى بسزا خواهند يافت ...»
سرمايهداران و ثروتمندان و تعامل مردم با آنان
با استناد به برخى روايات، خداوند مجراى به دست آوردن روزى برخى از اقشار جامعه را در دست برخى ديگر قرار داده است كه يكى را ثروتمند و ديگرى را نيازمند مىخوانند؛ امّا در دوره آخرالزّمان، وارونگى به اوج خواهد رسيد:
«ميزان ثروت، مبناى تكريم و احترام به افراد مىشود. مردم از ثروتمندان و نه متخصّصان و عالمان تبعيّت كنند. سرمايهداران، نه تنها ثروت خود را از نيازمندان دريغ كنند، تا آنجا كه بتوانند اموال آنان را نيز به سرقت مىبرند. فقرا به سبب ذلّت و حقارتى كه علاوه بر نيازمندى خود در جامعه مىبينند، آخرت خود را به متاع قليلى از دنيا مىفروشند و مبتلا به محرّمات و معاصى مىشوند. براى تمسخر و تحقير، به نيازمندان صدقه بدهند. گاه فقيرى حتّى ميان دو جمعه، در كلّ هفته دستش را به گدايى دراز مىكند؛ امّا احدى چيزى به او نمىدهد ...»
كسبه، فروشندگان و خريداران
كسى از مردم نيست كه در طول شبانه روز داد و ستد يا خريد و فروش نكند. شرع مقدّس در اين عرصه نيز، مانند ديگر عرصهها قواعد و قوانين جامع و متناسبى وضع كرده تا انسانها بتوانند زندگى مناسبى را تجربه كنند. در دوره آخرالزّمان با اعوجاجات زير اين مناسبات نيز از حدّ اعتدال خارج شده و به ورطه افراط و تفريط مىافتد:
«مردم نه تنها از مال حرام اجتناب نمىكنند كه به دست آوردن آن را نوعى سود و زرنگى مىشمارند. در مقابل نيز كسى را كه به دنبال كسب حلال باشد، ملامت و تمسخر مىكنند. رشوه و ربا حلال و سهل شمرده مىشود و آن را به نامهاى ديگر مىخوانند، رشوه مبناى تجارت تجّار قرار مىگيرد و براى داد و ستد رشوه، ربا، قمار و كمفروشى و ... با هم مسابقه مىدهند. بخشى از درآمدها و نيازهاى فروشندگان با كمفروشى تأمين مىشود، عيب اجناس را پنهان كنند و مدام در تجارت، دروغ بگويند و در نتيجه آن دچار ضيق معيشت بشوند. تعداد تجّار بسيار باشد و سود به دست آمده اندك شود. زنان به رقابت با شوهران خويش و ديگر مردان در كسب و تجارت بپردازند، ....»[٢]
پىنوشتها:
[١]. براى نمونه مىتوانيد به فصل نهم كتاب «ظهور حضرت مهدى (ع) از ديدگاه اديان، مذاهب و ملل جهان» نوشته سيد اسدالله هاشمى شهيدى، انتشارات مسجد مقدّس جمكران مراجعه نماييد.
[٢]. كلينى، الكافى، ج ٥ ص ٥٥.
[٣]. كلينى، الكافى، ج ٥، ص ٥٩.
[٤]. ابن بابويه (صدوق)، معانى الأخبار، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم- قم، چاپ: اول، ١٤٠٣ ق، ص ٣٤٤.
[٥]. قمى، تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٦.
[٦]. خراسانى، مهدى منتظر (ع)،، مهدى منتظر (ع)، به تحقيق سيد جواد مير شفيعى خوانسارى، قم، بنياد پژوهشهاى علمى فرهنگى نورالاصفياء، ١٣٨٣، ص ١٢٥
[٧]. ديلمى، ارشادالقلوب، ج ٢، ص ٣١٣.
[٨]. محمّدجواد خراسانى، مهدى منتظر (ع)، ص ١٢٤.
[٩]. محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ٦٩، ص ١٧٣.
[١٠]. محمّدجواد خراسانى، مهدى منتظر (ع)، ص ١٢٥.
[١١]. احمد بن حنبل، مسند، ج ٢ ص ٣٩٠.
[١٢]. براى فهم بهتر مىتوانيد آمار فقهاى شيعه و وهّابى را مقايسه نماييد.
[١٣]. تمام اين مصاديق را در نهايت وضوح در فقهاى وهّابى شبه جزيره مىتوان مشاهده كرد.
[١٤]. به طور مشخّص مىتوان به علمايى كه به دست و دستور صدّام لعين شربت شهادت نوشيدند، اشاره نمود.
[١٥]. مطالب اين بخش با استفاده از تعداد زيادى از روايات بوده كه براى مطالعه آدرس اصلى منابع اخبار و متن اين روايات ر. ك: مهدى منتظر (ع) نوشته مرحوم آيت الله محمد جواد خراسانى، ص ١١٨- ٢٠٦.