ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢
وسوسههايش عذابم را بيشتر كند ... بهناچار گوشىام را عوض كردم تا قابليت اتّصال به اينترنت نداشته باشد.
ديگر جايى نبود كه اينترنت نداشته باشد و من هر روز بيشتر در كثافات فرومىرفتم بدون اينكه بخواهم. اوايل بعد از گناه خيلى ناراحت مىشدم؛ ولى كم كم اين لعنتى قلبم را سنگتر كرد و ناراحتىام را كمتر ...
درسهاى دانشگاهم به خاطر حال بدم پاس نمىشد، همه مىگفتند كه من پر از استعدادهاى مختلفم؛ ولى اين كثافت اجازه نمىداد استعدادهايم شكوفا شود. بارها از خدا طلب مرگ كردم؛ امّا بىفايده بود. آخرين بار كه در محرّم مرتكب اين گناه لعنتى شدم، واقعاً و از ته دل و با اصرار از خدا مرگم را خواستم. خدا مىداند كه خيلى اصرار كردم؛ ولى بىفايده بود.
بعدها كه در اينترنت جستوجو كردم، فهميدم خيلىهاى ديگر هم به درد من مبتلا هستند؛ ولى آنها هم مثل من كارى از دستشان برنمىآمد.
اى لعنت به اين زندگى! من از نوجوانى مىخواستم راه خدا را پيش بگيرم؛ امّا چه به سرم آمد؟ من پر از استعداد بودم، استعداد هنرى و فلسفى و مهندسى و ... ولى چه به سرم آمد؟
آقاى مؤمن نسب! من اين نامه را به شما نوشتم تا به مسئولينى كه به آنها دسترسى داريد و متولّى اينترنت هستند، اين پيام را از طرف من و هم دردهايم برسانيد كه به خداى احد و واحد از قصور و تقصيرشان به هر بهانهاى كه دارند، نخواهيم گذشت و سر پل صراط منتظرشان هستيم تا خداوند ميان ما و آنها حسابرسى كند.
بيچاره نوجوانهايى كه از اوايل دوران نوجوانىاشان در دستانشان يك گوشى پيشرفته با اينترنت پرسرعت دارند و نمىدانند چه عاقبتى پيش رويشان است؟ خدا لعنت كند كسانى كه بدون ملاحظه، اين شرايط را براى آنها فراهم كردهاند.
الآن يك سال از دوران دانشگاه من مىگذرد و من هرروز حالم بدتر مىشود، اميدوارم شما حالتان خوب باشد و بتوانيد با اين روند بد مقابله كنيد.
راستى خيلى دعا كنيد كه زودتر بميرم؛ چون خيلى خسته شدهام.
اين غمنامه، دو سال پيش به دستم رسيد و آرامشم را از من گرفت و من تنها در پاسخ دهها جوانى كه از امثال بنده كمك مىخواهند مىتوانم بگويم: هيس! نفوذىها در كار و مسئولان در خوابند ...