ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و هشتاد و چهارم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
چون برف در آفتاب تابستان
٤ ص
(٤)
گلستانه
٦ ص
(٥)
چشم به راه
٦ ص
(٦)
روز بازگشت تو
٧ ص
(٧)
جشن بزرگ ظهور
٧ ص
(٨)
آمريكا پيش به سوى سلاح بيولوژيكى
٨ ص
(٩)
11 سپتامبر، نامه هاى آلوده و گسترش تحقيقات
٨ ص
(١٠)
آزمايشگاه هايى با درجه امنيتى 4
٩ ص
(١١)
شهروندان آمريكا نيز در امان نيستند
٩ ص
(١٢)
تاريخچه آزمايش هاى تسليحاتى و بيولوژيكى در آمريكا
١٠ ص
(١٣)
مراكز آمريكايى فعّال در حوزه تحقيقات بيولوژيك
١٠ ص
(١٤)
سال 1932 م
١١ ص
(١٥)
سال 1940 م
١١ ص
(١٦)
سال 1942 م
١١ ص
(١٧)
سال 1944 م
١١ ص
(١٨)
سال 1945 م
١١ ص
(١٩)
سال 1946 م
١١ ص
(٢٠)
سال 1947 م
١١ ص
(٢١)
سال 1950 م
١٢ ص
(٢٢)
سال 1951 م
١٢ ص
(٢٣)
سال 1952 م
١٢ ص
(٢٤)
سال 1953 م
١٢ ص
(٢٥)
سال 1955 م
١٢ ص
(٢٦)
سال 1956 م
١٣ ص
(٢٧)
سال 1960 م
١٣ ص
(٢٨)
سال 1965 م
١٣ ص
(٢٩)
سال 1966 م
١٣ ص
(٣٠)
سال 1969 م
١٣ ص
(٣١)
سال 1970 م
١٣ ص
(٣٢)
سال 1977 م
١٣ ص
(٣٣)
سال 1981 م
١٣ ص
(٣٤)
سال 1982 م
١٤ ص
(٣٥)
سال 1983 م
١٤ ص
(٣٦)
سال 1986 م
١٤ ص
(٣٧)
سال 1987 م
١٤ ص
(٣٨)
سال 1990 م
١٤ ص
(٣٩)
سال 1994 م
١٤ ص
(٤٠)
سال 1995 م
١٤ ص
(٤١)
سال 1997 م
١٤ ص
(٤٢)
سال 2001 م
١٥ ص
(٤٣)
سال 2002 م
١٥ ص
(٤٤)
دو سال 2009 و 2010 م
١٥ ص
(٤٥)
سال 2011 م
١٥ ص
(٤٦)
نبرد تايتان ها؛ فيلمى آخرالزّمانى با رويكرد اسلام هراسى
١٦ ص
(٤٧)
خلاصه فيلم
١٧ ص
(٤٨)
روايت قصّه فيلم
١٧ ص
(٤٩)
نقد و تحليل فيلم
١٧ ص
(٥٠)
تحليل محتوايى فيلم
١٨ ص
(٥١)
باستان گرايى از نوع يونان زدگى
١٩ ص
(٥٢)
ريشه اومانيسم در يونان باستان
٢٠ ص
(٥٣)
نسل ويژه؛ فرزندان خدا
٢٠ ص
(٥٤)
الهيات مشركانه يونانى به جاى توحيد
٢٠ ص
(٥٥)
منجى زنازاده
٢٠ ص
(٥٦)
ايران ستيزى
٢٢ ص
(٥٧)
شيعه ستيزى
٢٢ ص
(٥٨)
جنّ يا عرب
٢٢ ص
(٥٩)
جمع بندى
٢٢ ص
(٦٠)
چرا حضرت ولى عصر (عج) به صورت موقت ظهور نمى كنند؟
٢٥ ص
(٦١)
آخرين نكته
٢٦ ص
(٦٢)
فرج صالحان
٢٧ ص
(٦٣)
دعاى فرج بخوان تا ظهور را دريابى!
٣١ ص
(٦٤)
اذن ديدار
٣٢ ص
(٦٥)
تعريف عالم غيب
٣٢ ص
(٦٦)
گونه شناسى عوالم غيبى و ساكنان آنها
٣٢ ص
(٦٧)
كرّوبيان و ساكنان عالم غيب
٣٣ ص
(٦٨)
راه ارتباط با موجودات غيبى
٣٤ ص
(٦٩)
مسير ارتباط
٣٥ ص
(٧٠)
سوء برداشت ها و انحرافات
٣٦ ص
(٧١)
رؤيت، مكاشفه و رؤيا و حدّ و مرز آنها
٣٧ ص
(٧٢)
راه تحصيل رؤياى صادق و مكاشفه
٣٨ ص
(٧٣)
امكان ديدار در غيبت؛ توفيق عمومى يا خواص
٣٨ ص
(٧٤)
شرايط تشرّف
٣٩ ص
(٧٥)
اوتاد و ابدال
٤١ ص
(٧٦)
حنظل شيرين
٤٢ ص
(٧٧)
امام مهدى (ع) و سيره نبوى
٤٦ ص
(٧٨)
سيره فردى
٤٧ ص
(٧٩)
سيره اجتماعى و حكومتى
٤٩ ص
(٨٠)
تبليغ و تحكيم دين خدا
٤٩ ص
(٨١)
احياى سنّت نبوى
٤٩ ص
(٨٢)
نشر دانش و ترويج علم
٥٠ ص
(٨٣)
امنيت اجتماعى
٥٠ ص
(٨٤)
عدالت اقتصادى
٥١ ص
(٨٥)
نفاق ستيزى
٥١ ص
(٨٦)
ديدار يار غايب
٥٣ ص
(٨٧)
آيا هنوز وقت بيدارى نرسيده است؟!
٥٥ ص
(٨٨)
هيس! مسئولان خوابند!
٦٠ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - جمع بندى

خداوندگار با زنى از انسان‌ها و تولّد كودك منجى، در پى اين رابطه نامشروع است و با آنكه اين منجى از خواندن و دعا به درگاه خداى پدر بيزار است، امّا در نهايت، ملك، او را از دست خداوندگار شيطانى و پستى چون هادس نجات مى‌بخشد و در سكانس پايانى فيلم، زئوس به او مى‌گويد: گرچه تو خدايى را نپذيرفتى و مى‌خواهى در قالب انسان زندگى كنى، امّا مردمان به دليل فداكارى و ايثار تو و اينكه ايشان را از دست موجودى پليد، مانند هادس نجات بخشيدى، خواهند پرستيد. اينها كه كنار يكديگر قرار مى‌گيرند، يادآور مؤلّفه‌هاى مسيحى مى‌شوند كه صهيونيزم تلاش دارد، وى را دجّال معرفى كند.

ايران‌ستيزى‌

چهل دقيقه از ابتداى فيلم مى‌گذرد. پرسيوس و دوستانش در تعقيب آكريسيوس هستند كه اكنون آلت دست و ابزارى براى پيشبرد اهداف هادس شده است. از دل كوه و دشت به ورودى دروازه اديان مى‌رسند. بعد ستون‌هاى به جا مانده از «تخت جمشيد» را مى‌بينند. وقتى كمى جلوتر مى‌روند، نشان «پرسپوليس» يا همان اسب دو سر كه بايد سر ستون باشد، روى زمين افتاده. صحنه، نشانه‌ها و نمادها به گونه‌اى است كه بيانگر سرزمين «ايران» است.

عقرب‌هاى غول‌آسايى هم كه از خون ريخته شده آكريسيوس روى زمين به وجود آمده‌اند، شايد اشاره به اسطوره‌هاى ايرانى باشد. مطابق اين افسانه‌ها، وقتى اهريمن در كالبد جوانى ظاهر مى‌شد، لباسى بر تن داشت كه پر از عقرب بود. اينكه عقرب از دل خاك ايران مى‌جوشد. شايد كنايه از اهريمنى بودن ايران از نگاه هاليوود باشد.

البتّه اين نكته فراتر از احتمال است و فيلم‌هاى بسيارى كه بر ضدّ ايران در هاليوود ساخته مى‌شود، نشان عداوت و كينه سرشار و هميشگى سردمداران اين شهرك‌هاى صهيونيستى با ايران اسلامى است. نمونه اين دشمنى‌ها را در فيلم‌هايى، مانند «بدون دخترم هرگز!»، «سنگسار ثريا»، «كشتى‌گير» و ... به وضوح مى‌توان يافت.

شيعه‌ستيزى‌

از موارد ديگرى كه در اين فيلم، عليه اديان موضوع گرفته شده، جايى است كه پرسيوس از معبد آتنا و از نزد مدوسا زنده باز مى‌گردد و دوباره با آكريسيوس كه توانسته بود از دست او بگريزد، روبه‌رو مى‌شود. قبل از اينكه پرسيوس بتواند كارى كند، آكريسيوس شمشير دو سرى را كه در دست دارد، در قلب آيو فرو مى‌كند. با همين شمشير دو سر شمشير پرسيوس را از وسط دو نيم مى‌كند.

استفاده از شمشير دو سر در هيچيك از فيلم‌هاى هاليوودى رايج نيست. تنها در يك فيلم هاليوودى كه كارگردان آن يك مسلمان سنّى‌مذهب به نام مصطفى عقاد است، اين شمشير به خدمت گرفته شده و آن هم براى نشان دادن و به تصوير كشيدن شخصيت اميرمؤمنان (ع) است. در فيلم «محمّد رسول الله» هيچ تصويرى از اميرمؤمنان (ع) نشان داده نمى‌شود و حتّى بسيارى از مناصب اميرمؤمنان به زيد، پسرخوانده رسول خدا داده شده؛ امّا در «جنگ احد» وقتى كارگردان مى‌خواهد رشادت حضرت امير (ع) را به تصوير بكشد، از مولاى متّقيان تنها به نشان دادن شمشيرى دو سر بسنده مى‌كند. اين شمشير كه بيانگر ذوالفقار است، به جاى داشتن دو لبه تيز كه در واقع اين‌گونه بوده، به شكل تحريفى نشان داده شده و دو سر جدا از هم دارد.

گرچه در واقع ذوالفقار به اين شكلى كه هاليوود ترسيم كرده نيست، امّا وقتى تنها شكل عرضه شده اين شمشير نشانگر فردى است كه آن را در دست دارد و گنجاندن چنين شمشيرى در فيلم نبرد تايتان‌ها، آن هم بعد از تخريب چهره ايران و ايران‌ستيزى، چيزى جز اسلام‌ستيزى آن هم از نوع ستيز با اسلام جهادى و اسلام قيام و شهادت نيست. آيا شخصيتى برتر و بالاتر از امير مؤمنان (ع) در دفاع از اسلام يافت مى‌شود؟ چرا غرب در تخريب ريشه اسلام جهاد و شهادت و سياه‌نمايى آن نكوشد؟! مگر جز على‌بن ابى‌طالب (ع)، مقتداى ديگرى براى اسلام قيام و انتظار وجود دارد؟ مقتدايى كه تنها او شايسته است، امير مؤمنان (ع) خطاب شود؛ ولاغير!

جنّ يا عرب‌

در سكانس تخت جمشيد، وقتى چند عقرب جديد به سوى پرسيوس و ياران خسته‌اش مى‌آيند، موجوداتى عجيب و غريب به كمك اين گروه به اصطلاح پهلوان مى‌شتابند كه از آنان با عنوان ديجن «Dijnn» يا قاتلان بيابان ياد مى‌شود. اين موجودات، لباس عرب‌هاى باديه‌نشين را بر تن دارند، به زبان عربى صحبت مى‌كنند و مركب‌هايشان شتر است.

آنها به پرسيوس و دوستانش در انجام مأموريتشان كمك مى‌كنند و در همين راستا، سركرده جنّيان در معبد آتنا جان خويش را فداى آرمان پرسيوس مى‌كند. در اين بخش از فيلم، نكته قابل تأمّل اينكه همبستگى نمادهايى، مانند بيابان، شتر، لباس عربى، عمّامه و برخى نمادهاى عربى، اسلامى با اسلام در هاليوود است. در اين فيلم، جنّيان كه با لباس اعراب بدوى ظاهر مى‌شوند و در كنار عقرب‌هاى غول‌آسايى كه آنها رام كرده‌اند، مركب اصلى ايشان شتر است، به نوعى نماد اسلام تسامح و حتّى بالاتر، نماد اسلام ناب آمريكايى است كه به جنگ خدا مى‌رود و از اسلام، چيزى جز لباس و شترش را ندارد؛ امّا فرهنگ و باورش همانى است كه غرب در پى آن است. او حتّى در اين راه مى‌ميرد تا فرد برگزيده بشر به آرمان خويش برسد.

جمع‌بندى‌

بنابر گزارش پايگاه اطّلاع‌رسانى «امپاير آنلاين»، عنوان قسمت دوم فيلم سينمايى نبرد تايتان‌ها، «خشم تايتان‌ها» يا «Wrath of the Titans» است و اين فيلم اكشن فانتزى در بهار سال ٢٠١٢ م. بر روى پرده سينماهاى سراسر جهان رفت. اين خبر و انتشار نسل سوم بازى «خداى جنگ»(GOD OF WAR) ، آن هم تقريباً هم‌زمان با انتشار فيلم، نشان‌دهنده ادامه‌دار بودن اين پروژه و اهمّيت اين موضوع از سوى سازندگان هاليوودى آن است. فيلم نبرد تايتان‌ها در راستاى جا انداختن فرهنگ و باور به خدايان، فيلمى انحصارى نيست و مشابه اين روند را به شكلى آرام‌تر و غير محسوس‌تر در فيلم «The Chronicles of Riddick» شاهديم.

حركتى كه غرب امروز، در ميان راه آن است، مبارزه با اديان توحيدى،