ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - احياى سنّت نبوى
سيره اجتماعى و حكومتى
مهمترين بخش سيره آن حضرت كه منطبق با سيره نبوى و در تداوم آن روش نورانى است، سيره اجتماعى و حكومتى حضرت به شمار مىآيد؛ زيرا نقش برجسته حضرت در اين عالم، تشكيل حكومت جهانى بر مبناى قسط و عدل است و در كنار چنين دولت كريمهاى، ابعادى چون رشد اقتصادى، عدالت اجتماعى، امنيت عمومى، گسترش دانش، ارتقاى شعور عمومى، عزّت و اقتدار اهل ايمان، ذلّت و زبونى كافران و منافقان، حاكميت كلّى قرآن در سراسر جهان، مساوات و برابرى انسانها، تعالى اخلاق و فضايل اخلاقى در بشر و ... پديد خواهد آمد. همه اين ارزشها در چشمانداز حكومت اسلامى نبوى و سيره نورانى مصطفوى هم بود؛ ليكن آن رسول اعظم (ص) با مشكلات و دشمنىها و توطئههاى بسيارى رو به رو بود و اهداف رسالت را به نحو كامل و مستمر نتوانست تحقّق بخشد. اين چشمانداز روشن به نحو كامل و در گستره جهان، به دست حضرت مهدى (عج) صورت خواهد پذيرفت و اين وعده حتمى خداوند است.
اينك به برخى از مشتركات سيره نبوى و مهدوى در بُعد حكومتى و اجتماعى اشاره مىشود:
تبليغ و تحكيم دين خدا
رسول خدا (ص) پيامرسان پروردگار و مبلّغ دين حق و تلاشگر براى اقامه مكتب وحى و حاكم ساختن ارزشهاى توحيدى بود. خداوند هم او را براى همين هدف، مبعوث ساخته بود تا اسلام را دين غالب و حاكم سازد.
«هُوَالَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ؛[١]
اوست خدايى كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا اين دين راستين را بر همه دينها چيره و غالب سازد.»
دعوت و هدايت و جهاد و استقامت رسول خدا (ص) در طول ٢٣ سال، همه بر محور هدف ياد شده بود و توانست علاوه بر پيامرسانى شايسته، با تشكيل حكومت بر پايه دين و شريعت الهى، جامعه را در مسير رهنمودهاى وحى به پيش برد.
امام زمان (ع) نيز تداومبخش همين برنامه است؛ هم به گونهاى شايسته، معارف اسلام و دين خدا را به همهجا مىرساند و هم دولت كريمه او بر پايه قرآن استوار مىگردد. از حضرت باقر (ع) در تفسير آيه «الَّذِينَإِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ»[٢] كه درباره كسانى است كه اگر در روى زمين، خداوند قدرت و حكومتشان بخشد، نماز برپا مىدارند و زكات را ادا مىكنند و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند، مىفرمايد:
«اين آيه در شأن مهدى و ياران او نازل شده است. خداوند به وسيله آنان دين خود را آشكار مىسازد و حاكم مىگرداند، به گونهاى كه اثرى از ستم و بدعت ديده نمىشود.»[٣]
احياى سنّت نبوى
در روايات بسيار، سخن از احياى سنّت و ميراندن بدعت است. اين نشان مىدهد كه چون سيره مهدوى منطبق بر سيره نبوى و در امتداد آن است، آنچه را كه از سيره و سنّت پيامبر خدا (ص) با گذشت زمان از ياد رفته، يا به دست متعدّيان حريم دين، مورد تحريف و تغيير قرار گرفته است؛ در دولت امام زمان (ع) حيات مجدّد مىيابد و همان روش، دوباره زنده مىشود تا آنجا كه برخى مىپندارند او دين جديد آورده است. به روايت امام صادق (ع):
«آنگاه كه قائم (عج) قيام كند، مردم را دوباره به اسلام دعوت مىكند و آنان را به امرى هدايت مىكند كه پوشيده و پوسيده شده و مردم از آن گمراه شدهاند.»[٤]
در واقع كار آن حضرت احياگرى نسبت به سنن فراموششده پيامبر است. اين هدف را حتّى در آغاز خروج ظهور هم رسماً اعلام مىكند. امام صادق (ع) مىفرمايند:
«چون خداوند به قائم اذن خروج دهد، بر فراز منبر مىرود و مردم را به خودش فرا مىخواند و آنان را به خدا قسم مىدهد و به حقّ او دعوت مىكند و قول مىدهد كه در ميان مردم به سيره و روش پيامبر خدا (ص) رفتار كند.»
اين احياگرى نسبت به سنّت حضرت رسول (ص)، نوعى همسانى و همسويى سيره مهدوى و سيره نبوى را مىرساند و اينكه آن حضرت، محيى و مجدّد همان شريعت است كه پيامبر (ص) در راه آن مىكوشيد.[٥]