رساله حق اليقين (حق اليقين فى معرفة رب العالمين) - شبسترى، شیخ محمود - الصفحة ٢٩ - باب سوم در مظاهر و مراتب آن و بيان مبدأ

بدين سبب كه يك وجه او ظلمانى و عدمى بود، انعكاس از او آيد، و حامل حقيقت ظهور وجود جز او نشايد: وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا (٣٣/ ٧٢).

حقيقت‌- امر عام از حيثيت مفهوم اگر چه به كلى نزديكتر بود، ليكن خاص از حيثيت حقيقت جمع به نمايندگى اولى است‌[١]، كه هر چه عام را هست، خاص را هست، و لا ينعكس: هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ (٦٧/ ٢٣).

حقيقت‌- ظهور وجود حقايق اسما كه نسب كمال مراتب وجودند در افعال است كه شئون و تجليات حقايق با مراتب تعينات به حد ظهور كلى مى‌پيوندد، و باز ظهور جملگى بر جمله آن در حقيقت انسان است كه واحد كثير و فرد جامع جامع است: خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ (٤/ ١) وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها (٢/ ٣١) وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً (٤/ ١).

حقيقت‌- چون روى آيينه را تسويه و تعديل و تصفيه و تكميل به اتمام رسد و متوجه وجه باقى شود كه غرض و غايت ايجاد وى است، و كليت آن بى‌توهم حلول و اتحاد مستغرق صورت حقيقت بى‌صورت گردد. كه نفخ روح اشارت بدان به واسطه شود، و در ميان غير و وجه باقى و چشم غيريت از او پشت تيره آيد و او را نام خليفه آيد، و محل اعتراض گردد كه: أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ (٢/ ٣٠).

فايده‌- چون به قرب مخصوص گردد متوجهات را مسجود آيد: فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ‌ (١٥/ ٣٠).

تمثيل‌- هوا اگر چه لطيف‌تر و عالى‌تر از خاك است، و نخست شعاع آفتاب بدو مى‌رسد، ليكن حرارتى كه از شعاع و زمين حاصل مى‌گردد در او مؤثر است، و برودت‌


[١] - ب، ج: به نمايندگى اول است