رساله حق اليقين (حق اليقين فى معرفة رب العالمين) - شبسترى، شیخ محمود - الصفحة ٢٥ - باب دوم در ظهور صفات حق تعالى و بيان مقام علم
حقيقت- ظهور و قيام مفهوم هر يك از اول و آخر و ظاهر و باطن بدان ديگر است كه متضايفانند، بلكه ظاهر عين باطن است، چون اعتبار بطون كنند، و باطن عين ظاهر است، چون اعتبار ظهور كنند، و در هويت كه مسماى هواست غايت انطماس[١] تعينات حسى و وهمى و خيالى و عقلى است، و قاهر مجموع[٢] تعينات متناهى است، وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ (٦/ ١٨).
حقيقة الحقايق- هو به حقيقت هويتى را سزاوار است كه مستفاد از غير و مغاير وجود نيست. هر ذات را كه هويت از غير بود يا مغاير وجود باشد، لذاته هو هو نبود[٣]، بل هو لغيره بود: هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ (٥٩/ ٢٢ و ٢٣).
نكته- دو چشمهاى هو جامع دو مفهوم نوع ذات و افعال است، بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (٥٥/ ٢٠) اعنى الصفات. چون به اسم ذات كه لفظ اللّه است پيوندد يك چشم[٤] گردد، و نسبت و اضافت[٥] مرتفع شود: قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ (٦/ ٩١).
لطيفة- حقيقت هويت غيب پوشيدهتر بود از مفهوم ظاهر و باطن و اول و آخر، و از اين جهت بعد از اين صفات ختم فرمود به هو، كه: وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (٥٧/ ٣).
تنبيه- آنچه مفهوم اين درويش است از اين آيت اگر نوشته شود ظاهر را زيادت از يك مجلد آيد: قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي (١٨/ ١٠٩).
حقيقت- ظاهر و باطن و اول و آخر، چون هر يك از غلبه ظهور تنزل كرد به فعل، از ظهور و بطون، عالم غيب و شهادت و دنيا و آخرت ظاهر گشت. و وجه نسبت اين دو اسم با مبدأ، مظهر صفات متقابل گشت، چون: رضا و غضب و لطف و قهر و قبض و بسط.
و از شايبه تعلق به فعل، معبر[٦] شد به تدبير[٧] صفات جمالى و جلالى: تَبارَكَ اسْمُ
[١] - ه: ارطماس
[٢] - الف: جميع
[٣] - ج، د: نشود
[٤] - ب، ج، د: چشمى
[٥] - الف: اضافات
[٦] - ب، ج: معتبر
[٧] - ب، ه: تدير