نگین کرمانشاهان - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٣٣ - مصاحبه با خانم سيّده زهرا نجومي فرزند معظم له
- كمك كار مادر در منزل
يادم مي آمد بچه بودم بايد روزه مي گرفتم، درنجف تابستان بسيار گرم و روزگار بلند بود، اصرار داشتند ما بخوابيم تا سختي روزه را متوجه نشويم، وقتي عصر از خواب بيدار مي شديم، مي ديدم مشغول كارهاي منزل و حياط را جارو و آب پاشي مي كنند و به مادر براي افطار كمك مي كنند، اين روزها را هيچ وقت فراموش نمي كنم.
- هنر نقاشي
يك سال در منزل پدر طبقه بالا سكونت داشتم و نقاشي با مداد رنگي مي كردم، آقاجان هم هوس نقاشي با مداد رنگي كردند، هر دو يك طرح را شروع كرديم، ولي با سليقه خود رنگ آميزي كرديم، آقاجان هر چند وقت يك بار با خواهش و اجازه مواد رنگي مرا قرض مي گرفتند و مي گفتند تمامش نمي كنم و زياد استفاده نمي كنم و زود پس مي دهم، خلاصه نقاشي شان را كشيدند وقتي تمام شد، مال من كجا و مال ايشان كجا، نقاشي ايشان بسيار زيبا شد.
- عجين با هنر و طراحي
معتقد بودند ديوار با تابلوهاي هنري تزيين شود و نبايد ديوار خالي باشد، لذّت عجيبي از تابلوهاي هنري مي بردند. طبق عادت بعضي ها گل طبيعي لاي كتاب خشك مي كنند، آقاجان هم به مرور زمان گل هايي در لاي كتاب خشك كرده بودند، بعد به اين فكر افتادند از اين ها يك كار هنري انجام دهند و آنها را به طور خاصي و منحصر به فرد ايشان، با چسب و