نگین کرمانشاهان - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٩٤ - خوشنويسي و نقاشي
و این جا خوب است به یک مطلب بسیار ارزنده و ظریف دیگر اشاره کنیم و آن این که درک و شعور و زیبایی و جمال و هنر از مختصات انسانی است و انسان با این درک و شعور گاه چون اقیانوسی از ذوق ها، شوق ها صفاها و وفاها میگردد.
به هنرهای صد در صد حلال و پسند شرع اشاره نمی کنیم، به همین موسیقی که اکنون مسئله ای بحث انگیز برای صدا و سیما شده است توجه کنید، به راستی آیا آوای خوب و دلنشین را با صداهای ناهنجار و زشت را مثل هم میدانیم؟
اگر چنین بگوییم معلوم میشود یک چیزی کم داریم، خوب صدا که صداست چرا یکی را دلنشین و یکی را ناهنجار میبینیم، به راستی این ذوق و حال انسانی کجاست و آن مطلب ارزنده و ظریف که هر چه منصف تر و دقیق تر بیندیشیم بهتر و زیباتر در مییابیم، آن است که به راستی در ماده بی جان و تاریک و تهی از صفا و وفا چگونه این همه ذوق موج میزند و به راستی آدمی با دید مادی گری چگونه زیبایی جهان هستی را در میابد؟ مگر نه اینکه با این دید همه کائنات در تاریکی ماده فرو رفته است، دیگر زیبایی چه معنی دارد؟
اگر آدمی فقط یک مجموعه ای از بسیار کوچکترها بود، خوب چه فرقی با سنگ ها، با نباتات و با سایر حیوانات داشت؟