نگین کرمانشاهان - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٧٣ - قصه حج اصالتي خود
علیک و احوالپرسی گفتند: حاج آقا مکه نمی روید. گفتم: مکه. گفت: بله. گفتم: پنج شش روز دیگر پرواز است و چگونه میتوان کارها و گذرنامه را درست کرد. گفتند: درست میکنیم حیف است تأخیر بیاندازید، مرحمتی مقام معظم رهبری و جناب آقای هاشمی رئیس جمهور محترم است.
بنده دیدم با اعطاء این حج من مستطیعم و قبول این مطلب واجب است. استخاره کردم بسیار خوب آمد. قبول کردم، این بود که حج و زيارت تهران و وزارت فرهنگ و ارشاد فوراً با اداره حج و زيارت کرمانشاه تماس گرفتند که کار فلانی را فوراً درست کنید، این عزیزان هم از هیچ لطف و عنایتی کوتاهی نکردند و من تا عصر آن روز ٤٨ قطعه عکس با فتوکپی شناسنامه و مدارک را تحویل حج و زيارت دادم و همان شب ساعت ٥/١٢ شب ریاست محترم گذرنامه استان کرمانشاه، گذرنامه زیارتی حج برای بنده صادر و صبح ساعت ١٠ گذرنامه را برای گرفتن ویزای سعودی و اجازه حج به فرودگاه رساندند، تا به تهران ببرند.
بدین ترتیب ما بعد از چند روز به دعای خیر آن خانواده فقیر برای بار سوم و به استطاعت و اصالت از خودم مشرّف به حج شدم و همه ي خرسندیم در آن سفر آن بود که این سفر به دعای خیر خانواده ای گرفتار و دردمند نصیب شده است. ان شاءالله مقبول است.