نگین کرمانشاهان - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٤ - خاطره اي از وفات ايشان
ساعت ده و ده دقیقه بعد از ظهر سه شنبه هفدهم مردادماه در سن ٨٤ سالگی به رحمت ایزدی پیوست و همان شب جسد مبارک آن مرحوم را غسل دادند و نماز بر آن بزرگوار توسط حقیر خوانده شد و در مسجد مرحوم حاج محمد تقی در کرمانشاه تا صبح به امانت گذارده و صبح با تشییعی کم نظیر یا بی نظیر در سطح شهر به روی دوش اهالی حمل و سپس به آرامگاه ابدی آن مرحوم، آرامگاه ابوحسین در قم حجره مخصوص علماء نقل و مدفون گردیدند.
علاقه عجیب مردم به ایشان چه در حال حیات شان و چه در تشییع و مجالس فاتحه و حتی بعد از سال ها وفات شان نشانه ارادت شدیدِ آنان به آن مرحوم و دلیلی بزرگ بر تقدس و طهارت نفس و بزرگواری ایشان بود.
٦. آيا خاطره اي از وفات ايشان (والد معظم) داريد؟
به جاست دو خاطره از وفات ایشان عرضه بدارم:
خاطره اول؛ دو سه روزی قبل از رحلت آن مرحوم، بچه های کوچک بنده در منزل ما که منزلی کوچک بود بازی میکردند و سر و صدایی راه انداخته بودند، ایشان که بر روی تخت خواب دراز کشیده بودند آهسته فرمودند به این ها بگویید دو سه روز دیگر با من مدارا کنند یا جمله ای قریب به این مضمون، و دو سه روز بعد به رحمت ایزدی پیوستند.