ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٨ - ٥ - زعامت دينى مفيد و پاره از خاطرات و مناظرات او

بودند)[١] چيست. گفت در شش جاى اين آيه دليل بر فضيلت ابو بكر ديده مى‌شود:

١- اينكه خداوند پيغمبر را ذكر فرموده ابو بكر را دومين او قرار داده «ثانى اثنين».

٢- اينكه آن دو را كنار هم ذكر فرموده «إِذْ هُما فِي‌» ٣- ابو بكر را بخلعت مصاحبت پيغمبر ٦ مشرّف ساخته كه فرموده: «إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ‌».

٤- خداوند خبر داده كه رسول خدا ٦ نسبت باو شفقت فرموده‌ «لا تَحْزَنْ» (يعنى نترس).

٥- پيغمبر ٦ باو خبر داد كه خداوند ياور ما و دافع از هر دوى ما است فرمود «إِنَّ اللَّهَ مَعَنا».

٦- خداوند در اين آيه خبر داده كه «سكينه» (يعنى آرامش خاطر) را بر ابى بكر نازل فرموده در اينجا كه فرمايد: «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ‌» (يعنى خدا آرامش خود را بر او فرستاد) و مراد از او ابو بكر است، زيرا پيغمبر ٦ و سلّم كه هميشه آرامش خدا با او همراه بود، و نيازى بفرود شدن آرامش از جانب خداوند براى او نبود؟

مفيد گويد: من باو گفتم: راستى حق رفاقت را در باره ابو بكر انجام دادى و بخوبى براى او فضيلت تراشيدى ولى من بيارى خدا بتمام آنچه استدلال كردى پاسخ خواهم داد:

اما اينكه گفتى خداوند او را دومى پيغمبر ٦ قرار داد اينكه فضيلتى نيست زيرا مؤمن با مؤمن و يا كافر با مؤمن در يك جا قرار ميگيرند و هنگامى كه انسان بخواهد يكى از آنها را ذكر كند بهمين تعبير ميگويد يعنى ميگويد: «ثانِيَ اثْنَيْنِ» (دومين آن دو).

و اما اينكه گفتى آن دو را در كنار هم ذكر فرموده و اين خود دليل بر فضيلت او بوده، اين نيز دلالتى بر فضيلت ابى بكر ندارد چنانچه در دليل اول گفتيم زيرا يك جا جمع شدن كه دليل خوبى نيست، چه بسا مؤمن و كافر در يك جا در كنار هم قرار گيرند، از اين گذشته در مسجد پيغمبر كه شرافتش از غار ثور بيشتر بود هم مؤمن مى‌آمد و هم منافق و هم كافر و همگى در كنار همديگر مى‌نشستند و هم چنين در كشتى نوح هم پيغمبر در آن كشتى بود و هم شيطان و هم حيوانات ... پس‌


[١] سوره توبه آيه ٤٠.