ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٦ - ٥ - زعامت دينى مفيد و پاره از خاطرات و مناظرات او
شيعه بودند سنيها نميتوانستند از اين تظاهرات شيعه جلوگيرى كنند و براى مبارزه با آنان راه ديگرى را پيش گرفتند.
ابن اثير در كامل در وقايع سال ٣٨٩ مينويسد در اين سال در بغداد مردم محله «باب البصرة» (دروازه بصره) كه همه سنى بودند در برابر روز عيد غدير و روز عاشورا كه اهل محله كرخ جشن ميگرفتند و عزادارى ميكردند دو روز را براى جشن و عزادارى ميان خودشان انتخاب نمودند، اين دو روز طورى تنظيم شده بود كه هر كدام ٨ روز پس از غدير و عاشورا بود، روز اول را كه روز ٢٦ ذى حجة بود جشن گرفتند و گفتند: امروز روزى است كه پيغمبر ٦ با ابا بكر وارد غار شدند و روز ديگر كه روز ٨ محرم بود بعزادارى پرداخته گفتند: امروز روزى است كه مصعب بن زبير كشته شده[١]، و بالاخره كار اين اختلاف بجائى كشيد كه در وقايع سال ٣٩٣ مىنويسد:
در اين سال كار نزاع ميان شيعه و سنى در بغداد بالا گرفت و بهاء الدولة براى آرام كردن اوضاع بغداد امير لشكر خود ابو على بن استاد هرمز را ببغداد فرستاد، ابو على ببغداد آمده و براى امنيت شهر از جمله كارهائى كه انجام داد اين بود كه جلوى سنى و شيعه را از تظاهرات مذهبى گرفت و ابن المعلم (شيخ مفيد) فقيه (و پيشواى روحانى و دينى) شيعه را از بغداد تبعيد كرد و بدين وسيله آرامشى در شهر بغداد پيدا شد[٢].
و نيز در وقايع سال ٣٩٨ مىنويسد: در ماه رجب اين سال در شهر بغداد فتنه واقع شد و سببش اين بود كه شخصى از هاشميين از محله «باب البصرة» (دروازه بصره) بمحله كرخ آمده و بنزد ابن المعلم (شيخ مفيد) در مسجدش كه در اين محل بود رفته و او را آزرده و زبان بدشنام شيخ باز كرد، همراهان شيخ باو حملهور شده او را از مسجد رانده آنگاه بخانه ابو حامد اسفراينى و ابن اكفانى (دو تن از علماى سنيها) رفته آنان را دشنام گفتند و بخانه ساير فقهاء سنى مذهب حملهور شده آنها مجبور شدند از خانههاى خود فرار كنند، و ابو حامد اسفراينى بخانه قطن پناهنده شده انقلاب عظيمى در شهر بغداد بر پا شد كه منجر بدخالت سلطان (بهاء الدولة) گشت و او جمعى را بزندان افكند و ابو حامد بمسجد و خانه خود باز گشته و ابن المعلم (شيخ مفيد) را از بغداد تبعيد كرد، تا على بن مزيد در باره او وساطت كرده ببغداد بازگشت[٣].
[١] كامل ابن اثير ج ٩ ص ٥٤.
[٢] كامل ابن اثير ج ٩ ص ٦١- ٦٢.
[٣] كامل ابن اثير ج ٩ ص ٧١- ٧٢. و برخى احتمال دادهاند كه در يكى از همين سفرهاى تبعيدى شيخ مفيد بنجف رفته و شالوده حوزه علميه نجف را در آنجا ريخته است.