ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٩ - خطرهائى كه پس از غيبت شيعه را تهديد ميكرد
بود، و هر چند بار عدهاى را بجرم شيعهگرى و يا رهبرى اين دسته بزندان افكنده و يا تبعيد ميكردند و بانواع مختلف آزار و شكنجه ميدادند.
مثلا مىبينيم مأمون براى اينكه خلافت را از امين باز گيرد از طرفداران ائمه شيعه كه اكثرا ايرانى بودند حد اكثر استفاده را كرد و بدستيازى آنها بخلافت رسيد، و افكار عمومى دستيارانش او را مجبور بشناسائى حق سياسى ائمه نمود، و موج احساسات تا بدان جا پيش رفت كه مأمون خواست خلافت را بامام رضا ٧ واگذار كند و چون حضرت خوددارى كرد، با اصرار هر چه تمامتر كه منجر بتهديد شد ولايتعهدى را بآن حضرت قبولاند و با اين تدبير پايههاى حكومت خود را محكم كرده و وضع خود را در توده مردم تثبيت نمود، ولى با مسلط شدن بر اوضاع دوباره همان سياست پيشين را پيش گرفته و دوران تاريك شيعه شروع شد، كار محدوديت و فشار نسبت بشيعه و پيشوايان بزرگوار آنان روز بروز سختتر و دشوارتر ميشد تا بدان جا كه حضرت هادى ٧ قسمت عمده زمان امامت خويش و حضرت عسكرى همه دوران امامتش شديدا تحت نظر بودند و شيعيان براى رفع نيازمنديهاى دينى خود بسختى ميتوانستند با اين دو بزرگوار تماس بگيرند، و خلاصه يكدوران ارتجاعى شديد و سياهى پيش آمده تا بالاخره در سال ٢٦٠ هجرى منجر بغيبت دوازدهمين پيشواى شيعه گرديد.
خطرهائى كه پس از غيبت شيعه را تهديد ميكرد
: اگر با غيبت حضرت صاحب الامر ٧ خيال خليفه وقت تا اندازه آسوده شد و تا حدى از محدوديت و فشار شيعه كاسته شد ولى خطرهاى تازه آنان را تهديد ميكرد:
١- جمعى استفادهجو كه پى فرصت ميگشتند تا بنام امام يا نايب امام ٧ گروهى را بدور خود جمع كرده از آنها استفاده ببرند.
٢- اظهار عقايد گوناگون و تفسيرهائى كه برخى از شيعيان كوتاه فكر در اثر دسترسى نداشتن بامام در باره تعاليم دين ميكردند و بنظر خود مطالب را بغلط تأويل و تفسير و گاهى آنها را بغلوّ و جبر و تفويض و امثال اين عقايد باطل ميكشاند.
٣- دشمنان سرسخت شيعه كه در كمين بودند تا با نشر أكاذيب و جعل اخبار و نسبت دادن آنها بائمه اطهار مذهب شيعه را آلوده ساخته تفرقه و اختلاف و عقايد گوناگون در ميان آنها