كتاب جهاد النفس (ترجمه وسائل الشيعة شيخ حر عاملي) - صحت، علي - الصفحة ٣١٢ - ٧٣ - تهمت، افتراء
٧٣- تهمت، افتراء
(٦٩٦) ١- از عمرو بن نعمان جعفى روايت است كه امام صادق ٧ را دوستى بود كه هرگز از حضرت جدا نمىشد، روزى در خدمت امام به غلامش گفت: اى ولد زنا! امام دستش را به پيشانيش زد، سپس فرمود: سبحان الله! مادرش را (مادر غلام را) متهم مىكنى، من خيال مىكردم كه تو ورع و پرهيزكارى دارى، الان معلوم شد كه پرهيزكار نيستى، عرض كرد: فدايت شوم مادرش از اهل سند و مشرك است. امام فرمود: آيا نمى- دانى كه هر قومى نسبت به خود و در ميان خود نكاح و ازدواجى دارند. از من دور شو، جعفى گويد: نديدم آن شخص با امام باشد تا مرگ ميانشان جدائى انداخت.
٢- روايت ديگرى وارد شده كه: براى هر امتى نكاحى (و مراسم ازدواج) وجود دارد كه بوسيله آن از زنا خود دارى مىكنند.
٣- ابو حمزه گويد: به امام باقر ٧ گفتم: بعضى از اصحاب ما مخالفينشان را افتراء مىگويند و (به زنا) متهمشان مىكنند. امام فرمود: از آنان (در اين باره) چيزى