كتاب جهاد النفس (ترجمه وسائل الشيعة شيخ حر عاملي) - صحت، علي - الصفحة ٢٥٧ - ٥٥ - حسد، غبطه
حسد مىكند و غبطه نمىخورد.[١] ٨- امام صادق ٧ فرمود: سه چيز است كه هيچ كس حتى پيامبران نمى- توانند از آنها نجات پيدا كنند: ١- تفكر وسوسه آميز در باره خلقت ٢- فال بد زدن.
٣- حسد. اگر چه مؤمن (ممكن است حالت حسد داشته باشد ولى) به حسد خود عمل نمىكند.[٢]
[١] - فرق ميان حسد و غبطه اين است كه حسود از دارا بودن كسى به چيزى ناراحت مىشود و دوست دارد كه آن شخص چيزى نداشته باشد، ولى غبطه خورنده هرگز راضى نيست هر كسى چيزى نداشته باشد بلكه از امتياز و دارائى ديگران خوشحال بوده و در عين حال دوست دارد خود نيز دارا و ممتاز باشد.
[٢] - در اينجا توضيح دو مطلب لازم بنظر مىرسد: اول تفسير اين سه خصلت. دوم كيفيت دارا بودن اين خصلتها براى مؤمنان و پيامبران.
در مورد مطلب اول بايد گفت: تفكر وسوسه آميز در خلقت را دو گونه و يا بيشتر مىتوان شرح كرد. شرح اول اينكه انسان در باره چگونگى و آغاز و انجام جهان دچار وسوسه و ترديد شود و فكر كند كه آغاز آفرينش چگونه بوده و خداوند چگونه جهان و جهانيان را آفريده و پيش از آفرينش آنها را چگونه مىتوان فرض كرد و خلاصه خلقت و وجود خدا، فرشتگان، پريان، عرش، فرش، كرسى، لوح، قلم، و قضاء و قدر چيست؟ شرح دوم اين كه انسان در باره دوستان، انسانها، مسلمانان، مؤمنان و برادران از جهت ايمان و يقين و كفر و شرك و امثال آنها شك و وسوسه و ترديد كند.
در باره طيره و فال بد بايد گفت: منظور از« تفال» فال خوب و منظور از« طيره» فال بد است. البته نمىتوان انكار كرد كه مسأله تفال و طيره در اسلام تا حدود كمى مورد قبول است و اكنون براى بررسى مختصر به چند آيه و روايت در اين زمينه توجه كنيد:
خداوند در باره دو تن از رسولان خود كه بر پيامبرى و هدايت بسوى قريهاى رفته بودند و اهل قريه آنان را قبول نكرده و آنان را به فال بد تهديد مىكردند، مىگويد:
همانا ما فال بد به شما زديم اگر( از هدايت خودتان) دست بر نداريد عذاب سختى از طرف ما به شما خواهد رسيد، رسولان گفتند: فال شما به شما برگردد.( يس/ ١٨) روايت شده كه: فال بد زدن( از نظر مؤثر دانستن فال در سرنوشت مردم) شرك است كه آن را با توكل از بين ببريد. در كتاب سفينة البحار از پيامبر اكرم٦ نقل شده كه فرمود: زمانى كه فال زدى و يا فال بد زده شدى از آن( بىاعتناء) بگذر، باز در كتاب سفينة البحار آمده است كه امام صادق ٧ فرمود: طيره و فال بد بر اساس اراده و فكر خودت است اگر آسان و ناچيز گرفتى آسان و ناچيز مىشود و اگر سخت و شديد گرفتى، سخت و شديد مىشود، و اگر آن را چيزى ندانستى چيزى نخواهد بود.( پس مىتوان گفت طيره تا حدودى در رابطه با فكر انسان است و تا حدى مخلوق خيال انسان مىباشد.) حسد يك حالت نفسانى است كه همواره انسان حسود را آزار مىدهد و تا موقعى كه به مرحله عمل نرسيده خطرى به ديگران ندارد و مرحله عملى آن غيبت و تهمت و بهتان و افتراء و بدگوئى و بالاخره نزاع و خونريزى و جنگ و جدال است، بنا بر اين مؤمن اگر حالت حسد را داشته باشد آن را به مرحله عمل نمىرساند.
و اما پيرامون مطلب دوم بايد گفت: منظور از نجات نيافتن مؤمنان مخصوصا پيامبران از سه خصلت ياد شده اين است كه پيامبران هر چه خدمت و نيكوئى كنند باز عدهاى به مقام و منزلت آنان حسد برده و براى ضرر زدن به ايشان بر آنان فال بد مىزنند، و در باره آنان همواره بسيارى از مردم شك و ترديد مىكنند، ولى مؤمنان چون مانند پيامبران داراى عصمت نمىباشند ممكن است بصورت بسيار ضعيف دچار خصلتهاى فوق شده ولى به مرحله عمل و فعل در نياورند.( مترجم)