سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٧٩
صورتى كه هممه ما انسانها را يكسان مىبينيم و هيچكدام نبايد امتيازى نسبت به ديگرى داشته باشند. ولى جاى اين سئوال باقى است كه چگونه شما به ساير گروههاى اجتماعى اجازه مىدهيد كه به هر صورتى مىخواهند عمل كنند و هر طور كه مىخواهند لباس خاصى بپوشند و خانمها موى سرشان را بپوشانند، از دينداران سلب مىكنند، اين در واقع سلب آزادى است و نفى حقوق بخشى از شهروندان است.
بهر حال اين توجيهى است كه آنها مىكنند ولى يك مغالطه عميق در اينجا وجود دارد و آن اين است كه لازمه يكسان بودن همه انسانها در انسانيت، اين نيست كه همه شهروندان هم در شهروند بودن يكسان باشند. مساوى بودن همه انسانها در انسانيت بحثى است كه قبل از همه و بيش از همه، اسلام روى آن تكيه كرده است، «يا ايّها النّاس انّا خلقناكم من ذكر و انثى»[١] ما همه شما انسانها را از يك مرد و يك زن آفريديم و هيچ تفاوتى بين شما نيست، همه برادر و خواهر هستيد. اين مطلب نص قرآن است و در هيچ كتاب ديگرى با اين كيفيت و بيان شيوا ذكر نشده است. پس ما هم به عنوان يك مسلمان معتقديم كه همه انسانها در انسانيت مساوى هستند. انسانيت درجه يك و دو ندارد آن شعر معروف سعدى هم ناظر به همين مطلب است كه:
|
بنى آدم اعضاى يكديگرند |
كه در آفرينش ز يك گوهرند |
|
[١] - حجرات/ ١٣.