سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت

سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٧١

مى‌گيرد اگر واجد شرايطى باشد كه اسلام براى او در نظر گرفته و به نحوى مأذون از طرف خداى متعال باشد يعنى نهايتا بعد از رأى مردم و پيشنهاد مردم از طرف ولى فقيه منصوب شود حكومتش مشروع و معتبر خواهد بود. نقش مردم در اينمورد را با اين مثال بهتر مى‌توان درك كرد. اگر در زمان حكومت امير المؤمينن عليه السّلام بوديم و در شهر خودمان شخص صلاحيت‌دارى را مى‌شناختيم و به امام معرفى كرده و مى‌گفتيم كه شخص لايقى براى استاندارى يا فرماندارى است و ما ايشان را مى‌شناسيم كه فرد صالحى است و اطاعتش را ما از جان و دل مى‌پذيريم، به شما پيشنهاد مى‌كنيم كه اين شخص را براى حكومت نصب بفرمائيد، فكر مى‌كنيد امير المؤمنين چه كار مى‌كرد. آن حضرت حتى گاهى با پيشنهاد چند نفر حكومت شهرى را عوض مى‌كرد وقتى اكثريت مردم پيشنهاد كنند كه فلان حاكمى را براى ما تعيين كنيد بطريق اولى اين كار را مى‌كرد پس نقش مردم در تعيين حكومت از نظر تئورى و مشروعيت اين است كه مردم بررسى كنند كه براى وضع و اجراى قانون و چه كسى شايسته‌تر است. در واقع رأى دادن آن ها مثل پيشنهاد كردن و پيمان بستن است كه اگر شما او را براى ما نصب كنيد از او اطاعت خواهيم كرد. اين است كه امام بعد از اينكه مردم به رئيس جمهورى رأى مى‌داند، مى‌فرمود من ايشان را كه مورد تأييد مردم است به رياست جمهورى نصب مى‌كنم يعنى رأى مردم به منزله يك پيشنهاد است و من پيشنهاد آنها را قبول مى‌كنم.

اين تئورى حكومت اسلاميست و با دموكراسى (بمعناى سّنتى) هم هيچ منافاتى ندارد، كما اينكه در كشور ما سالهاست اجرا مى‌شود