سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٦٧
به اين حزب را ندادهاند و شاهد هستيم اين كشور اسلامى كه با دادن ميليونها قربانى به استقلال رسيده و اين قربانيان همان مردم مسلمانى بودهاند كه به به انگيزههاى اسلامى و براى حفظ هويت اسلامى خودشان با آن دولت استعمارگر مبارزه كردند تا به استقلال رسيدند امروز با وضعى روبرو شده كه هر روز در روزنامهها اعلام مىكند ٤٠ نفر، ٣٦ نفر، ١٥ نفر، كمتر يا بيشتر از همين مردم در الجزاير به قتل مىرسند.
حكومت فعلى كه با كودتا سر كار آمده و با اين وضع اداره مىشود، براى سران استكبار و استعمار دنيا قابل قبولتر است از شيوهاى كه براساس رأى مردمى كه دين را مىخواهند، اداره شود. از ترس اينكه مبادا كشور ديگرى در دنيا بنام اسلام زندگى بكند، اين روش را دموكراتيك ناميدند، كه اگر مردم با رأى خودشان اسلام را بپذيرند غير دموكراسى است، چرا كه گرايش به دين دارند. شرط دموكراسى امروز در اين تفسير اينست كه، دين دخالتى در امور سياسى و اجتماعى مردم نداشته باشد، حتى به اين صورت كه يك دختر دانشآموز روسرى سرش كند.
ايادى استعمار اين خيال را در سر مىپرورانند كه تمام كشورهاى اسلامى به صورت دموكراتيك بشود، يعنى ديگر جايى براى دين در امور كشوردارى اعّم از قانونگذارى و اجرا باقى نماند و درصدد هستند حتى در كشورهايى كه تمايل اسلامى قوى و شديد است از راه هجوم فرهنگى و نفوذ در دانشگاهها، تدريجا روح تعصب دينى را تضعيف كنند و دموكراسى به همين معنا را رواج بدهند و تدريجا به