سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت

سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٢٩

جامعه تأمين شود.

ديگر اينكه در جامعه اسلامى مسائلى كه اساسا به خود شخص مربوط است ولى بخاطر اينكه آثارى در جامعه باقى مى‌گذارد، جزو مسائل اجتماعى بحساب مى‌آيد. بعنوان مثال اگر كسى در درون خانه خودش و در خلوت كه هيچ‌كس نبيند و متوجه نشود، گناهى انجام دهد، مسلما گناه فردى است. قوانينى كه اين كارها را محدود مى‌كند قواعد اخلاقى است، صرف‌نظر از اين كه آيا اين تعبير «اخلاقى» در اينجا صحيح است يا نه؟ منظور اينست كه اگر كسى در خلوت گناهى مرتكب شود و ربطى به ديگران هم نداشته باشد، دولت حق دخالت در آنها را ندارد. اين كم و بيش در همه فلسفه‌هاى سياسى پذيرفته شده است يعنى جايگاه دولت به جامعه مربوط مى‌شود، و نه بفرد.

اما يك مسئله مورد اختلاف وجود دارد و آن اين است كه اگر كار فردى به گونه‌اى انجام بگيرد كه كم و بيش به ديگران سرايت كند لااقل ديگران را در ارتكاب به آن گناه ترغيب كند آيا جنبه اجتماعى پيدا مى‌كند يا نه؟

اگر كسى گناهى را در خيابان يا جلوى افراد خانواده انجام مى‌دهد، جايى كه ديگران مى‌بينند در اثر ديدن، قبح آن گناه كم مى‌شود و مردم به ارتكاب آن گناه جرى مى‌شوند.

پس از اين جهت، كار از حالت فردى خارج مى‌شود و حيثيت اجتماعى پيدا مى‌كند. حكومتهاى غير اسلامى مى‌گويند اين كار فردى است و ما حق نداريم دخالت كنيم چرا كه ضررش بخودش مى‌رسد و خودش هر كارى مى‌خواهد بكند، اما در اسلام اين طور