سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت

سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٤٧

كند، بعد هم نسخه‌اى بما بدهد و بگرديم دارويش را پيدا كنيم تا سالم بمانيم، چرا؟ چون هدفى در زندگى داريم و مى‌خواهيم رفتارهاى زندگى موجب دوام سلامتى و كاميابى باشد اگر چنين هدفى را داشته باشيم بايد آن ضوابط، قواعد و قوانين بهداشتى را رعايت كنيم بايد آزاديهاى خودمان را در عمل محدود كنيم اين كارها در واقع ضامن سلامتى ماست، نه مانع خوشى، ما بايد از كسانى كه اين راه را پيش پاى ما مى‌گذارند خيلى ممنون باشيم آيا عقلاى عالم دستورات بهداشتى را دخالت بى‌جا در زندگى افراد مى‌دانند يا اين كه بهترين خدمت براى جامعه به شمار مى‌آورند؟ ساير مسائل هم به همين شكل است، اين روند زندگى فردى است يعنى براى اينكه بدن ما سالم بماند لازم است دستورات بهداشتى را رعايت كنيم، به هر صورت كه مى‌خواهيم رفتار كنيم، به هر صورت كه مى‌خواهيم رفتار نكنيم و آزاديهاى خودمان را محدود كنيم عينا اين مسئله در جامعه هم وجود دارد. اگر كسى بگويد من اصلا نمى‌فهمم زندگى چيست و نميخواهم زنده باشم، براى من فرقى نمى‌كند زنده باشم يا بميرم! در صورتيكه اسمش را انسان عاقل گذاشتيد، لازم نيست رعايت مقررات كند. البته هر حادثه‌اى اتفاق بيافتد باز تابع قانون و مقررات مربوط به خودش خواهد بود. قانونى كه ديگر تحت اختيارش نيست قانون طبيعى است كه تاثير خودش را مى‌بخشد و بالاخره به مرض و مرگ وى منتهى مى‌شود. اگر كسى هدف ندارد و خودش را به دست اتفاقات و حوادث بسپارد هر چه دلش مى‌خواهد بخورد و هر كارى كه مى‌خواهد انجام دهد تا ببيند چه مى‌شود نتيجه‌اى جز بيمارى و