سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٥١
مىآيد، بچههاى بىتربيت، انگل، مفسد و تبهكار به بار مىآيند؟ آيا يك رابطه واقعى وجود دارد يا نه؟ كسانى معتقدند كه مقررات اجتماعى تابع مصالح و مفاسد واقعى است، چنين نيست كه فقط به دلخواه باشد بدين صورت نيست كه تابع سليقهها باشد. همانطور كه اگر استفاده از مسكرات رايج باشد، بيمارىهاى عصبى، عروق وقلب افزايش مىيابد؛ آنجايى كه استعمال دخانيات رواج دارد بيماريهاى مربوط به آن هم زياد است؛ مسائل اجتماعى هم همينطور است اگر روابط مرد و زن بصورت آزاد و بدون قيد و شرط و بدون محدوديت باشد عواقب وخيمى براى جامعه خواهد داشت نشانهاش در كشورهاى غربى وجود دارد چرا كه اين روابط بصورت گسترده در آنجا موجود است.
پس براى اثبات وجود قانون بايد به نتايج آن توجه كنيم نه اينكه بخواسته مردم عمل كنيم و ببينيم كه اكثريت مردم آزادى جنسى را مىپذيرند يا نميپذيرند؟ يا اكثريت رأى مىدهند كه مواد مخدر آزاد باشد يا نباشد؟ آيا بايد بدين صورت قانون را وضع كرد؟ يا بايد در نظر داشته باشيم كه واقعا مواد مخدر چه ضررهايى براى انسان دارد، و لو اكثريت مردم هم موافق باشند؟ اينكه قوانين اجتماعى براساس رأى مردم باشد يا نباشد يك مبناى زيرين دارد و آن اينست كه آيا واقعا مصالح و مفاسد اجتماعى يك امر واقعى و حقيقى است يا امرى اعتبارى و سليقهاى؟ حتما شما شنيدهايد كه كسانى بخصوص از زمان هيوم به بعد در مغرب زمين معتقد شدند كه بايدها و نبايدها و مفاهيم ارزشى واقعيت خارجى ندارند و امور عقلانى و استدلال