سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٢٤
قانونگذار بايد همه مصالح را بداند بايد اين توان را داشته باشد كه مصالح جامعه را بر مصالح خودش ترجيح دهد. اينجاست كه برترى قانون الهى بر همه قوانين كاملا روشن مىشود، چون اولا خداى متعال همه مصالح انسانها را بهتر مىداند ثانيا خدا نيازى ندارد و مصلحتى در رفتار انسانها براى خودش متصور نيست تا تزاحمى پيدا شود، خدا از كار انسانها و از زندگى انسانها نفعى نمىبرد تا نفع خودش با نفع ديگران تزاحم پيدا كند ولى همه اينها در محدودهايست كه ما منافع و مصالح انسانها را جداى از حق ربوبيت الهى در نظر مىگيريم در ديدگاه اسلامى يك مسئله فراتر از همه اينها وجود دارد و آن اين است كه بر فرض، مصالح انسانها در زندگى مادى آنها و در روابط اجتماعيشان و حتى مصالح روانى و معنويشان هم تأمين بشود باز هم اين جامعه، جامعه مطلوب و ايدهآل نيست. چنين انسانى نمى تواند به هدف نهايى برسد زيرا كمال نهايى در سايه قرب به خداست كه اين قرب در پرتو عبادت، بندگى، پرستش و اطاعت خدا حاصل مىشود. اگر سلامتى بدن، نظم و آرامش جامعه، دفاع در مقابل دشمنان و عدالت يا بعبارت ديگر حقوق اجتماعى افراد تأمين شود، اما در زندگى سهمى بخاطر بندگى خدا براى خودشان قايل نشدند چنين انسانهايى مطلوب نيستند. از نظر اسلامى همه اين مطالب مقدمهايست كه با خدا ارتباط پيدا كند. حقيقت جوهر انسانيت در همان رابطهايست كه با خدا برقرار مىشود كه تا آن نباشد انسان واقعى به تمام معناى كلمه تحقق پيدا نمىكند بنابراين مىفهميم كمال انسان در سايه قرب به خداست. قرب به خدا شعار