سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٧٢
و هيچ مشكلى هم پديد نيامده است اما اگر دموكراسى معنايش اين باشد كه دين هيچ نقشى در امور جامعه نداشته باشد، هيچ يك از مظاهر دينى در دستگاهاى رسمى نبايد ديده بشود. آيا چنين چيزى با اسلام هماهنگى دارد؟ البته نه. پس دموكراسى بمعناى سومى كه امروز عالم استكبارى معنا مىكند و مىخواهد بر ديگران تحميل كند، صددرصد مخالف اسلام است، زيرا به معناى نفى اسلام است. اما دموكراسى به معناى دوم با رعايت شرايطى كه اسلام براى حكام و قانونگزاران و مجريان قانون براى قضاوت تعيين كرده پذيرفته شده است. يعنى مردم در انتخاب افراديكه صلاحيت قانونگذارى و اجراى قانون دارند مشاركت جدى داشته باشند. و با اين مشاركت خودشان همكارى و همدليشان را با دولت اسلامى اثبات كنند و خودشان را سهيم و شريك در امور كشور بدانند. به اين معنا در اسلام قبول شده است و در كشور ما هم عمل مىشود و اگر در مواردى تخلفاتى شده مثل تخلفاتى است كه در همه جاى ديگر كم و بيش به صورت نادر وجود دارد بايد دقت كرد اين تخلفات ديگر تكرار نشود.