سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٩٨
به خاطر شير دادن بچهاش مىتواند از شوهر مزد بگيرد يعنى در ازاى زحمتى كه مىكشد و از جان خود مايه مىگذارد بايد در محيط خانواده يك امتيازى داشته باشد. پس اين تصور در مورد حقوق و وظايف زن و مرد كه به حكم اينكه هر دو انسانند بايد حق و وظيفه شان هم يكى باشد غلط است آرى، هر دو در انسانيت شريكند اما در زن و مرد بودن شريك نيستند. زن ويژگى خاصى دارد، مرد هم ويژگى ديگرى دارد. اين ويژگىها منشا اختلاف در تكليف و متقابلا اختلاف در حق مىشود. يكدسته از اختلافات بين انسانها به طور طبيعى و جبرى به وجود مىآيد، يعنى هيچكس زن بودن را براى خودش انتخاب نكرده و هيچكس هم مرد بودن را براى خودش انتخاب نكرده، است اراده خداست يهب لمن يشاء اناثا و يهب لمن يشاء الذّكور[١]. خدا به هر كس كه مىخواهد دختر مىدهد و به هر كس كه مىخواهد پسر. و مشورت نمى كند كه مىخواهد دختر بشويد يا مىخواهيد پسر بشويد، اين اراده خداست، دختر و پسر شدن جبرى است، اما بعد از اينكه زن ومرد يا به صورت زن يا به صورت مرد متولد شد تكاليفى به عهده او مىآيد كه انجامش اختيارى است و حقوقى هم خواهد داشت كه مىتواند آن حقوق را استيفا كند. اين دسته از تفاوتها و اختلافات كه منشا اختلاف در تكليف و حق مىشود اختلاف طبيعى است.
[١] - شورى/ ٤٩.