سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت

سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٩٧

مرد هرگز نمى‌تواند عهده‌دار بشود، اگر بگوئيم مرد و زن بايد در نقشى كه در توليد فرزند دارند مساوى باشند بدان معناست كه يكبار زن باردار شود يكبار هم مرد و يا در مورد شير دادن به بچه‌ها هم نوبتى باشد، كه امكان‌پذير نيست. اين اختلافات طبيعى است كه بين مرد و زن وجود دارد و تكاليف خاصى را ايجاب مى‌كند، حالا كه زن موظف است به حكم ويژگى‌هاى ذاتى و طبيعى كه دارد نقش اساسى را در فرزند داشتن و در رشد دادن بچه در طول نه ماه داشته باشد و بعد در طول ٢ سال شير دادن و حضانت بچه را به عهده داشته باشد.

در مقابل آن هم بايد حقوق ويژه‌اى براى او در نظر گرفته شود، اگر بنا باشد زن به حكم ويژگى طبيعى خود بچه‌دار شود بعد بچه را شير بدهد و بزرگ كند و در عين حال مثل مرد هم كار كند و موظف باشد حتما مخارجش را خودش تهيه كند از عهده تكليف اصلى‌اش برنمى آيد و اين ظلم است. پس به اقتضاى آن تكليف سنگينى كه در بچه دار شدن و تغذيه بچه دارد بايد حقوق خاصى داشته باشد، يعنى مرد موظف است نفقه زن را تأمين كند. بار سنگين روزى را از دوش زن بردارد. اگر بخواهد كار بكند چه بسا بعضى كارها موجب سقط بچه‌اش بشود يا نتواند بچه‌اش را به موقع شير بدهد. و از نظر عاطفى هم اگر زن امنيت اقتصادى نداشته باشد و نگران تأمين زندگى باشد، اين اضطراب در بچه اثر مى‌گذارد. از نظر علمى ثابت شده كه زن هر قدر آرامش روحى داشته باشد بچه سالمترى مى‌تواند تربيت كند.

اسلام براى زن به همين دليل حقوق ويژه‌اى قائل شده از جمله اين كه زندگى زن از لحاظ اقتصادى بايد به وسيله مرد تامين بشود، حتى زن‌