سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٩٥
كه در هستى دارند و شرايطى ايجاب مىكند كه در مقابل تكاليف خاصى براى آنها پيش بيايد. همه ما آفريده شدهايم براى اينكه با نيروى اراده و اختيار خودمان به سوى كمال حقيقى و نهايى حركت كنيم پس ما يك تكليف كلى داريم و آن حركت در مسير تكامل است، كه اسمش در فرهنگ اسلامى پرستش خداست. «الم اعهد اليكم يا بنى ادم ان لا تعبدوا الشّيطان انّه لكم عدوّ مبين و ان اعبدونى هذا صراط المستقيم»[١] «و لقد بعثنا فى كلّ امّة رسولا ان اعبدوا اللّه»[٢] براى هر قومى پيامبرى فرستاديم، سرلوحه دعوت همه انبيا اين بود «ان اعبدو اللّه» خداپرست باشيد. اين وظيفه كلى براى انسانها يك اقتضاء حقوقى دارد، يعنى وقتى انسان بخواهد در مسير تكامل و قرب الى الله حركت كند بايد امكاناتى در اختيار داشته باشد، بايد قوانينى هم در جامعه وجود داشته باشد تا بتواند اين حركت را جهت بدهد وقتى انسان مىخواهد به سوى خدا برود بايد حيات داشته باشد پس حق حيات از اين جا ناشى مىشود، اين اولين حق است. دوم حق آزادى در حركت است. چون اين سير جبرى نيست پس بايد انتخاب آزاد باشد تا اينكه بتواند راهى را انتخاب كند، بعد بايد ادامه حيات بدهد اگر از نعمتهاى اين دنيا استفاده نكند نمىتواند زندگى كند پس حق دارد از نعمتهاى اين عالم استفاده كند، از غرايزى كه خدا قرار داده است بهره ببرد و براى ادامه حيات خودش و براى تهيه لوازم آن سير تكاملى انسان به سوى كمال نهايى و خداى هستى استفاده كند. پس پيدايش حقوق تؤام با تكليف است. در بحثهاى ديگر هم اشاره
[١] - يس/ ٦٠.
[٢] - نحل/ ٣٦.