سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٦٥
از مسائل سياسى و اجتماعى تفكيك كند، گاهى خود قانونگذاران افراد به اصطلاح متدينى هستند هر هفته هم به كليسا مىروند، نذر و نياز هم براى كليسا انجام مىدهند، ولى در امور حكومتى دين را دخالت نمىدهند.
گاهى بعضى از همين مجريان، اعضاى جمعيتهاى دينى هستند و فعاليتهاى خاصى را هم انجام مىدهند. خارج از حوزه رسمى دولتى، بصورت يك كار مردمى، ملى و محلى، كارهاى دينى هم انجام مىدهند. اما در حكومت و امور حكومتى چه در قانونگذارى و چه دادرسى و چه در اداره مملكت هيچ جا دين نبايد نمودى داشته باشد. اگر مىشنويد در يك كشور كه مهد آزادى و دموكراسى است، مثلا فرانسه، از ورود يك دختر با حجاب جلوگيرى مىكنند براى اين است كه جلوگيرى از مظاهر دين را يكى از شئون دموكراسى تلقى مىكنند و مىگويند نظام ما يك نظام لائيك است بايد نشانى از دين در مؤسسات رسمى ديده نشود. گذاشتن روسرى علامت طرفدارى از دين است و در مؤسسات رسمى مثل مدرسه دولتى نبايد اجرا شود.
اگر مدرسهاى وابسته به كليسا بود، يك مدرسه داخلى ملى بود، همه هم روسرى داشته باشند، اشكالى ندارد. اما مكانى كه مربوط به دولت است، مثل مدرسه دولتى دانشگاهى كه زير نظر دولت اداره مىشود و مدرك رسمى دولتى مىدهد، اثرى از دين نبايد ديده شود.
اين تفسير جديدى است از دموكراسى! اگر آثار دينى ديده بشود با دموكراسى منافات دارد. طبق تعريف سنّتى دموكراسى يعنى حكومت مردم، پس اگر مردمى ديندار بودند و خواستند آداب دينى