سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٥٠
يك بعد اين مسئله به فلسفه و بعد ديگرش به انسانشناسى و بخشى هم به معرفت شناسى برمىگردد و همه اينها مسايل پيچيده مربوط به خود را دارد كه بايد در دانشگاهها و رشتههاى مربوط، آنها را دنبال كرد.
مصالح و مفاسد واقعى، پشتوانه قانون
آيا واقعا رابطهاى بين امنيت و جلوگيرى از دزدى بشود يا نه اين يك رابطه قراردادى است. آيا امكان دارد هم امنيت حفظ مىشود و هم دزدى باشد؟ آيا جواز آدمكشى واقعا رابطهاى با حفظ ناامنى دارد؟ آيا اگر كسى حق داشته باشد هر كسى را كه دلش خواست بكشد واقعا موجب ناامنى مىشود يا قراردادى است؟ آيا واقعا ايمان بخدا موجب آرامش دل مىشود يا اين امر هم قراردادى است؟ آيا آزادى جنسى باعث متلاشى شدن خانوادهها مىشود يا نه؟ آيا اينها همه روابط واقعى است يا نه روابط دلخواهى است؟
يكروز در جامعهاى مىگويند روابط جنسى آزاد، چون مردم مىخواهند. يكروز هم مىگويند محدود، چون عدهاى و يا اكثريت نمىخواهند. وضع اين قانون كه آزادى جنسى وجود داشته باشد يا نه، آيا صرفا يك امر قراردادى است؟ يعنى يك امر سليقهاى است كه مردم خوششان مىآيد يا بدشان مىآيد و بايد طبق دلخواه آنها قانون وضع شود؟ يا نه يك رابطه جسمى و روانى شايع مىشود و اساس خانواده متلاشى مىگردد بيماريهاى روانى در مرد و زن بوجود