سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت

سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٤٥

عالمه نفس انسانى است و يكى قوه عامله روح انسانى است، يكى كارش علم است يكى كارش عمل، يكى شناخت است يكى حركت، هر دوى اينها تحت فرماندهى مغز قرار دارند. جامعه هم عينا چنين سيستمى را دارد. آن سيستمى كه كل اندامهاى بدن را زير نظر دارد، هم شناختهاى لازم را بدست مى‌آورد و هم دستورات لازم را صادر مى‌كند و بوسيله اندامهاى عصبى به اجرا در مى‌آورد. آن دستگاه بطور كلى سيستم مغز و اعصاب است. اين تشبيه هم مى‌تواند تشبيه مفيدى باشد تا جايگاه حكومت را در جامعه براى ما مشخص كند.

بهره‌گيرى از روش ارگانيكى جامعه جهت تبيين جايگاه حكومت‌

ما با استفاده از اين تشبيه بهتر مى‌توانيم موقعيت حكومت در جامعه را درك كنيم. ملاحظه مى‌فرماييد به زبان دينى، خداست كه اين اندامها را با ويژگيها، استعدادها، قابليتها و با تواناييهاى خاصى آفريده است و به زبان علمى طبيعت اينكار را كرده است. در واقع خداست كه اين اندام را آفريده و طبق قوانين و مقررات خاصى اين ساختار انسانى را بوجود آورده است. تازه اين ساختار بدن است و فوق اين ساختار روح است كه بمراتب پيچيده‌تر، عظيم‌تر گسترده‌تر و عميق‌تر است. اگر بخواهيم اين اندامهاى ساخته شده را كه در اختيار ما قرار مى‌گيرد. درست بكار بگيريم و تا پايان عمر از آن استفاده كنيم و عمر طولانى توام با سلامتى و شادابى داشته باشيم چه بايد بكنيم؟ آيا شيوه استفاده از اين اندامها مهم نيست؟ اگر به هر چه رسيديم بخوريم، هر چه بدستمان آمد بنوشيم، هر كارى هوس‌