سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت

سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٤٤

فرآورده‌هاى كشاورزى و صنعتى و خدمات ادارى است دچار اختلال شوند، بگونه‌اى كه موارد مورد احتياج جامعه به راحتى در عروق جامعه جريان پيدا نكند، خواه ناخواه اين جامعه بيمار خواهد شد پس اين يك تشبيه صحيح است، يعنى مى‌توان نهاد اقتصاد جامعه را به دستگاه گردش خون در بدن تشبيه كرد همينطور دستگاه عصبى را كه در واقع فرمانرواى بدن است و از دو بخش اعصاب حسى و حركتى تشكيل مى‌شود، به دستگاه حكومت جامعه تشبيه كرد و گفت دستگاه حكومت هم سيستم عصبى جامعه است. جامعه احتياج به مغزى دارد كه فرمان بدهد و كارگزارانى كه آن فرمان را در اندامهاى جامعه بحركت در بياورند و اجرا كنند. دستگاه حكومتى هم بايد تشخيص بدهد كه چه حركتى و به چه شكلى بايد انجام بگيرد- كه البته بخشى از كار حكومت است- و هم بايد آنچه را تشخيص مى‌دهد به اجرا در بياورد.

اين همان دو بخش اساسى هر حكومت است؛ بخش قانونگذارى كه تشخيص مى‌دهد مسائل جامعه از چه راهى تأمين مى‌شود و مقرراتى براى آن تعيين مى‌كند و بخش اجرائى كه مقررات و قوانين را به اجرا در مى‌آورد.

اعضاى حسى ما زمينه شناخت و اعصاب حركتى ما زمينه اجرا را براى ما فراهم مى‌كند، مقدمات حس را اعصاب حسى فراهم مى‌كند و مغز ابزار انديشيدن و تفكر است، البته روح انسان حقيقت تفكر را دارد ولى ابزارش مغز است. با مغز فكر مى‌شود و بعد دستورات حركتى بوسيله اعصاب حركتى اجرا مى‌شود كه يكى قوه‌