سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت

سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٢٢

اضافه ابعاد معنوى، الهى و اخروى، انسان را تشكيل مى‌دهد و هدف از زندگى اجتماعى، فراهم شدن مقدمات تكامل در همه اين ابعاد است. پس قانونى بهترين است كه در زمينه رشد را در همه اين ابعاد فراهم كند و اولويت را به آن هدف نهايى كه تقرب به خدا است بدهد، زيرا هدف نهايى آن است و ساير مطالب مقدمه است.

دولت اسلامى نمى‌تواند بگويد ما وظيفه‌اى جزء تأمين امنيت جامعه نداريم، اين گرايش «هابس» است. هابس مى‌گويد: انسانها مثل گرگ هستند كه به جان هم مى‌افتند و قدرتى مى‌خواهد كه آنها را مهار كند. بايد اختيار خودشان را به دست يك فرد يا هيأتى بدهند كه بتواند انسانها را كنترل كند. و هدف دولت چيزى جز تأمين امنيت و جلوگيرى از هرج‌ومرج نيست كه اين يك گرايش يكسونگرانه مادى انسان ناشناسانه است.

حكومت اسلامى بايد قانونى را به اجرا بگذارد كه همه ابعاد وجود انسان را فرا بگيريد و بتواند مصالح انسان را در همه ابعاد تأمين كند و اين جز در سايه اسلام عملى نمى‌شود. براى اينكه چنين قانونى احتياج به آگاهى كامل از همه جوانب وجود انسان دارد. ما انسانهايى را كه مى‌شناسيم، هر كدام فقط در بخشى از ابعاد وجود انسان بطور تخصصى آگاهى دارند. كسى كه بر همه شئون انسانى احاطه داشته باشد در بين انسانهاى عادى نيست اگر سابقا در ميان فلاسفه كسانى پيدا مى‌شدند كه چنين ادعاهايى داشتند امروزه جهل انسان بيشتر از آنچه كه فكر مى‌كرد برايش مشخص شده است. آن قدر ابعاد و زواياى وجود انسان پيچيده و نهفته است كه هيچ‌كس نمى‌تواند ادعا كند من‌