سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٢١
نمىتوانند انجام دهند و به كمال نهايى هم نخواهند رسيد. بنابراين در سايه اجتماع است كه تعليم و تعلم انجام مىگيرد و انسانها راه زندگى را بهتر مىشناسند و شرايطى براى پيمودن آن راه فراهم مىشود و در نتيجه بيشتر به كمال انسانى نايل مىشوند. البته هر كدام از اين مطالب در جاى خودش بحث شده است. اگر اين مقدمات را پذيرفتيم، مىتوانيم نتيجه بگيريم كه هدف از زندگى اجتماعى اين است كه زمينه رشد و تكامل انسانى در همه ابعاد وجوديش و نه تنها در بعد مادى آن فراهم شود.
پس هدف از زندگى اجتماعى، تأمين مصالح مادى- معنوى و مصالح دنيوى- اخروى همه انسانهاست و چون براى همه انسانها است، پس همه انسانها در اين زندگى حق دارند و چون تنها هدف، مصالح مادى نيست و تنها هدف از قانون هم نمىتواند تأمين امنيت باشد، بايد بيش از امنيت، اهداف ديگرى را تحقق ببخشيم. بنابراين فراهم كردن زمينه هاى امنيت و آسايش مادى مقدمهاى است براى رسيدن به آن هدف نهايى كه تكامل انسان و تقرب به خداى متعال است. تأمين رفاه مادى و نيازمنديهاى مادى مقدمهاى براى رسيدن به آن هدف است. به هر حال براساس اين ديد و بينش هدف از آفرينش انسان رسيدن به تكامل و تقرب به خدا در همه ابعاد وجوديش مىباشد. انسان موجودى چند بعدى است كه داراى لايهها و بعدهاى مختلف است و همه اينها مجموعهايست كه او را تشكيل مىدهد بنابراين تكامل همه ابعاد، تكامل حقيقى انسان را دربر دارد و نه تنها تكامل مادى و رفاه اقتصادى، بلكه مجموعه اين ابعاد به